X
رمان میثاق

آغاز پیش فروش اختصاصی رمان میثاق در انجمن ناول 98

برای حمایت و کمک به نویسنده این رمان رو خریداری کنید 

رمان میثاق جدیدترین و بهترین رمان نوشته شده توسط زینب همتی عضو انجمن ناول 98 می باشد. که روایت زندگی پسری به اسم میثاقه که به دلایلی دختر مورد علاقه اش حکم زن برادرشو پیدا می کنه. میثاق که خیلی از این بابت شکسته می شه، بار سفرو می بنده و از شهر و دیارش برای همیشه می ره اما سرنوشت جور دیگه ای براش رقم می زنه و بعد از سال ها دوباره مجبور می شه برگرده...پایان خوش

👇دانلود و خرید رمان فقط از طریق ربات تلگرام زیر 👇

https://telegram.me/novel98_shop_bot

 

دانلود رمان با کدام صبح طلوع خواهی کرد؟

دانلود رمان با کدام صبح طلوع خواهی کرد؟

نام رمان: از کدامین صبح طلوع خواهی کرد؟

نویسنده: توسکا 98

تعداد صفحات: 156

دانلود با لینک مستقیم

در این کتاب میخوانیم:

از جایم برخاستم و بلند گفتم:نه..نه..نه..

بابا آهسته پرسید:

_چرا نه دخترم؟

مامان داد زد:

_مسعود،دل به حرف این بچه نده.دست این باشه میخواد صبر کنه تا موهاش مثل دندوناش سفید بشه.

رو به مامان گفتم:

_مامان جان مگه من چن سالمه که اینطوری میگید.بعدشم اگه بچه م چرا میخوای ازدواج کنم؟
بابانگاه ملامت باری به مامان انداخت و بعد رو به من کرد و گفت:

_بشین باباجان باهم حرف بزنیم.

سرجام نشستم.مامان پشت چشمی برایم نازک کرد.نگاهم را از مامان به سمت بابا چرخاندم.

_خب.دلیل نه گفتنت چیه بابا جون؟

_دلیل از این مهم تر که دوسش ندارم؟؟

_خب تو که باهاش برخورد نداشتی.بذار بیان.باهاش هم کلام شو بعد…

چه میدانست…بابا چه میدانست از آن یک سال و اندی..از آن…

دهان باز کردم که چیزی بگویم که مامان گفت:

_پسر به این با کمالاتی.به اون آقایی.عیب رو پسر مردم نذار.من نمیدونم ارکیده..تاحالا هرکی اومد تو گفتی نه و ماهم گفتیم چشم.این بار دیگه نمیذارم ندیده بگی نه…تاحالا اونایی که میومدنو زیاد نمیشناختیم..امااین یکی فرق داره.هم خودشو هم خانوادشو سالهاست که میشناسیم.
بابا رو به مامان گفت:

_فرناز…این دختر باید زندگی کنه.وقتی نخوادش به زور که نمیشه.باید فکر کنه و تصمیم بگیره.

_مگه همه اولش عاشق سینه چاک هم بودن..تو زندگی بالاخره عاشق هم میشن.تو هم اینقد طرف این دخترو نگیر.

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید