رمان قفس

رمان قفس

مشخصات کتاب

عنوان: قفس

نویسنده: راز.س

ژانر: اجتماعی, غمگین

زبان: فارسی

فرمت: PDFApkEpub

صفحات: ۶۲۳

حجم: ۷٫۶Mb

 

درباره رمان

رمان جدید قفس در مورد دختری به اسم پرند هست که زندگی خوبی داره، کنار پدرش خیلی شاد زندگی میکنه،
تا اینکه پدر عزیزش فوت میکنه، بعد از مرگ پدرش برای دادن سرپناهی به خانواده اش، مجبور میشه با پسر پدرش ازدواج کنه.

به اشتراک بگذارید

12 دیدگاه در “رمان قفس

قلم بسیار عالی داشت ولی زیادی ناامید کننده بود سراسر زندگی جفتشون پر از بدبختی و ناامیدی بود کاری به بیماری جفتشون ندارم ولی خیلی انرژی منفی داشت آدم از هر چی عشقه بیزار میشه

تقلید ایرانى از فیلم fifty shades of gray

رمانش واقعا قشنگ بودو قلم خوبی داشت ولی چرا انقدر تلخ زیادی غمگین بود پسری که یه دخترو انقدر دوست داشت به این سادگی ولش کنه بره حدااقل باید به خاطر اون زندگی میکرد و اینکه رمان واقعا قرو قاطی بود از گذشته به حال میرفت من بعضی جاهاشو اصن گم میکردم

خب تلخ که بود ولی زندگی پستی وبلندی هایی داره

بنظر من این دنیا اونقد پر از مشکل و بدبختی شده ک آدم گاهی اوقات برای فرار از فکر کردن ب مشکلات زندگیش میاد سمت رمان خوندن ک یکم انرژی بگیره برای جنگیدن ،یکم امید تو دلش روشن شه،با زیبایی های زندگی اشنا شه
ولی این رمان برعکس هرچی دردو غصس میریزه تو دله ادم اونقد داستانش غمگین و تاثیر گزاره ک تا چند وقت نمیتونی از فکرش بیای بیرون.منکه خودم بعدش خیلی ناامید شدم از این دنیاا و بنظرم رسید هیچ نقطه ی روشنی تو این زندگی نیست.
کاشکی نویسنده های قلم خوب و وقتشونو صرف چنین رمانایی نکنن ،بخدا انقد مردم بدبختی دارن ک دیگه نیازی نیس تو رمانا هم زندگیا پر از غصه باشه.

سلام.واقعا رمان جالبی بود هم موضوعش خاص بود هم مثل رمانای تکراری و آبکی که دل آدمو از عشق و عاشقی میزنه نبود ولی زیادیم حماقت توش بود انگار آدم یبارم از این ور پشتبوم میوفته ولی نویسنده قلم عالی داره با فهم و درک زیاد این کاملا از نوشته های رمان معلوم بود ولی داستان زیادی پر از ناامیدی و تلخی بود تلخ تر از اسپرسو یا بهتره بگم تلخ تر از زهر …. من که فکر میکنم اگر امثال این آدما به طرف خدا و اهل بیت برن خیلی راحت تر با خودشون کنار میان یا حتی درمان میشن. واقعا خدا به این جور ادما کمک کنه من که اعصابم کاملا بهم ریخت خدا شفاشون بده . آمین

خیلی رمان زیبایی بود ولی لاأقل کاش پایان خوشی داشت ما حتی توی زندگی واقعی بعد از همه تلخی ها به خودمون امید میدیم که همه چیز خوب میشه

سلام این رمان خیلی غمگین بود!خیلی تحت تاثیر ق ار گرفتم!آخرش خیلی بد تموم شد!اینقدر بد که کلی گریه کردم!چرا پایان خوش نداست!واقعا نیاز داشت به پایان خوش!!خیلی دپرس شدم!چرا نویسنده کتاب اینجوری آخرش به اتمام رسوند!دلم خیلی گرفت و کلی سوخت! تورو خدا اینحوری داستان به پایان نرسونند !ایننجوری وسی دیگه رمان نمیخونه!

خسته نباشید نویسنده عزیز …
این رمان واقعا یکی از بدترین رمان هایی بود که خوندم . انقدر انرژی منفی از این رمان گرفتم که فکر کنم با وجود علاقه زیادی که به رمان خوندن دارم فعلا تا چند ماه رمان نخونم.
به نظرم حیف هست که همچین قلمی داشت و همچین اثری خلق کرد . ۶۲۰ صفحه تمام فقط ناامیدی .ترس، جنون و حماقت حداقل کاش کمی کوتاه تر بود و آنقدر کشداااار نمی شد . من نمی گم همه داستان ها باید پایان خوشی داشته باشند اما به نظرم باید حداقل یه نکته مثبت و امیدوار کننده هم داشته باشه. به نظر من قطعا این اثر نکات و انرژی منفیش به مراتب بیشتر از نکات مثبتش بود…..

خیلی قشنگ بود برعکس بیشتر رمان هایی که خونده بودم هم موضوعش خاص بود هم خوب نوشته شده بود. ولی متاسفانه پایان خوبی نداشت و من واقعا تحت تاثیرش گریه کردم. کاش پایان خوبی میداشت.دلم سوخت واقعا

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید