X

رمان همسفر گریز از نغمه

رمان همسفر گریز از نغمه

مشخصات رمان

عنوان: رمان همسفر گریز

نویسنده : نغمه

ژانر: عاشقانه , غمگین

زبان: فارسی

فرمت: PDF – Apk – Epub

صفحات: ۸۵۹

حجم به ترتیب: ۵mb ,916kB ,342kb

 

خلاصه ی از داستان رمان همسفر گریز از نغمه

همه چیز از یک قسمت از شعر شاملوی جان شروع شد:
” و دریغا – ای آشنای خون ِ من، ای همسفر ِ گریز!-
آنها که دانستند چه بی گناه در این دوزخ ِ بی عدالتی سوخته ام
در شماره
از گناهان ِ تو کمترند!”
گاهی برای فرار از دردها هم همسفر لازمه؛ همسفری برای گریز!
گریز از خود، از غم، از هر چه هست و بودنش آزارت میده؛ از هر چه نیست و نبودنش آزارت میده…

 

صفحه اول رمان

 

)کلمه هایی درطول داستان ستاره دار هستن که چندخط بعد معنی شون گفته
شده(
در حیاط را که بست، دست برد زیر چانه و مقنعه را از سرش برداشت.
صدای ساز از زیر زمین که یک سالی بود تبدیل به پاتوق هنری بچه ها شده
بود می آمد.
کلافه از پله ها بالا رفت. انقدر گرمش بود که به بوی خوش شیرینی که در
راهرو پیچیده بود هم توجه نکرد. پشت در ایستاد و چند بار زنگ زد. همانطور
که منتظر بود، دکمه های مانتو را باز کرد و فکر کرد م*س*تقیم برود سراغ
بطری آب خنک داخل یخچال. انتظارش که طولانی شد، کیفش را از شانه
برداشت و به دنبال کلید گشت. در باز شد و شکوفه با لبخند گفت ” شربت
لیمو توی یخچال آماده س!”
نفس وارد شد.
– چرا درو باز نمیکنی؟!
– داشتم با تلفن صحبت می کردم.
نفس کیف و مقنعه را روی مبل رها کرد وبه آشپزخانه رفت.
از همان جا گفت: نوید نیست؟

 

رمان همسفر گریز از نغمه

بخش مربوط به لینک های دانلود


Warning: unserialize() expects parameter 1 to be string, array given in /home/novelcom/public_html/wp-content/themes/novel98_V1/functions.php on line 80
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید