X

رمان شهرزاد قصه گوی من

رمان شهرزاد قصه گوی من

مشخصات رمان

عنوان: رمان شهرزاد قصه گوی من

نویسنده : *SARINA*

ژانر: عاشقانه , اجتماعی

زبان: فارسی

صفحات: ۱۷۲

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۷۲۵ مگابایت

فرمت پی دی اف : ۱٫۲ مگابایت

فرمت آیفون : ۹۵ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان شهرزاد قصه گوی من نوشته *SARINA*

همون جایی که شاهزاده قصه
همیشه دختر فقیر و می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولی خیلی بزرگتر
نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شدم نه یه کبوتر

شهرزاد…زاده ی این شهر بزرگ…کاش میدونستی این کارت چطور سرنوشتتو تغییر میده…کاش وارد اون خونه نمیشدی…کاش…

..

 

صفحه اول رمان شهرزاد قصه گوی من

مقدمه :
شهرزاد…زاده ی این شهر بزرگ…کاش میدونستی این کار چطور
سرنوشتتو تغییر میده…کاش وارد اون خونه نمیشدی…کاو …
قصه اول :
از پای تلویزیون بلند شدم و به سمت اتاقی دویدم و کتابها و جزوه های
مورد نیازم را درون کیفم گذاشتم…مانتوی مشکی رنگ و شلوار جینی را
پوشیدم بعد مقنعه به دست از اتاق بیرون آمدم…نیم نگاهی به تلویزیون
انداختم که داشت سریال مورد علاقه ام را نشان میداد و همینطور بازیگر مورد
علاقه ام را چند لحظه ماتم برد…با ایکنه عجله داشتم اما تا لحظه ای که
سکانس تمام نشد از جایم جم نموردم.بعد به خود آمدم…وای خدایا دیرم
شده به روشویی رفتم و مسواک زدم و مقنعه ام را جلوی آینه سرم کردم و
چروک بالایش را صاف کردم به پذیرایی برگشتم و تلویزیون را خاموش کردم و
به اتاقم رفتم..اهل آرایش کردن نبودم فقط یک رژ صورتی کم رنگ زدم و بلند
شدم….کیفم را برداشتم…گوشی ام را که به شارژ زده بودم کندم و داخل جیبم
گذاشتم بعد به اتاق کناری رفتی…مادرم روی ویلچرو رو به پنجره ای که به
حیاط باز میشد نشسته بود…به سمتش رفتم و گفتم:مامان گلم حاضری که ببرمت؟

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید