متاسفانه هیچ گونه مطلبی یافت نشد !

رمان سوخته دامانم

رمان سوخته دامانم

مشخصات رمان

عنوان: رمان سوخته دامانم

نویسنده : moon shine

ژانر: عاشقانه , اجتماعی

زبان: فارسی

صفحات: ۴۹۹

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۹۸۷ کیلوبایت

فرمت پی دی اف : ۲٫۲ مگابایت

فرمت آیفون : ۲۳۰ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان سوخته دامانم از moon shine

سمن چند ساله که با کلی عشق و محبت دو طرفه با قادر ازدواج کرده ولی خدا صلاح ندونسته تا حالا بچه دار بشه . همه بهش انگ میچسبونن که نازاست که بچه اش نمیشه . سمن دلش پر از غصه است …

صفحه اول رمان :

نیمی از صورتش سوخته بود ..سوخته که نه مچاله بود ..پوست تیره وسبزه اش مثل یه تیکه چرم بهم پیچیده بود ودل اشوبه ام رو بیشتر میکرد ..

گونه اش… فکش ..حتی پوست محکم گردنش ..ترسناک بود …ترسناک که نه ..عذاب اور بود ..

شونه های پهن ..قدبلند بود ودرشت ..به شدت شبیه به قیصرهای ده های چهل وپنجاه …

 

صفحه اول رمان سوخته دامانم

نیمی از صورتش سوخته بود ..سوخته که نه مچاله بود ..پوست تیره وسبزه اش
مثل یه تیکه چرم بهم پیچیده بود ودل اشوبه ام رو بیشتر میکرد ..
گونه اش… فکش ..حتی پو ست محکم گردنش ..تر سناک بود …تر سناک که
نه ..عذاب اور بود ..
شونه های پهن ..قدبلند بود ودرشت ..به شدت شبیه به قیصرهای ده
چهل وپنجاه …
من برم پیش زینال ننه ..؟؟؟!!! -«
– چه کنم دختر…؟نمیتونم خر جت بِدُم ..خود که دانی حال وروزوم
…خودوم سرباروم ننه ..
ولی اون دارا ست ..دستش به دهنش میرسه ومیتانه خرجت بده …عبید باش
حرف زده ..حاضر شده قبولت کنه …
-ولی زینال اخلاق نداره ننه …ترسناکه صورتش …
– تو به صورتش چی کار داری ننه ؟…زیور از خونه پرتت کرده بیرون ..یه
سقف بالا سر نداری که شو)شب( رو سحر کنی ..بعد به فکر سروصورتش
هستی …؟
برو ننه… نترس ظاهرش اینه ..ولی دلش بزرگه ..کم باری نیست مسئولیت تو …

کتاب و رمان های دیگر moon shine

به اشتراک بگذارید