متاسفانه هیچ گونه مطلبی یافت نشد !

رمان عقیق از نیل ۲

رمان عقیق از نیل ۲

مشخصات رمان

عنوان: رمان عقیق

نویسنده : نیل۲

ژانر: عاشقانه

زبان: فارسی

صفحات: ۴۲۲

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۷۹۳ کیلوبایت

فرمت پی دی اف : ۲٫۸ مگابایت

فرمت آیفون : ۲۱۹ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان عقیق نویسنده نیل ۲

ولی خب تو قصه ما قرار یه کار خوب دیگه هم بکنه! یه سنگ ارزشمند که قرار یک راز رو برملا کنه! راز زندگی آیه …
آیه کیه!! او خدای من فکر اینجاش رو نکرده بودم! آیه باید چطور معرفی بشه؟خب چطور شرع کنیم؟ مثلا بگیم :یه دختر خاص که… نه .نه زیادی کلیشه ای شده نه؟ یا بگیم یه دختر معمولی مثل همه دخترای دیگه!! اوه نه خدای من اینم خیلی کلیشه ای شد!!! چطور بگیم آیه آیه است؟ آره این بهترین تعریف برای آیه است! آیه یه دختریه مثل خودش با تمام خصایص آیه گونه و مختص به خودش!
که داره زندگیشو میکنه ولی عقیق انگشترش یه کار مهم دستش میده!! یه کار خاص!!
میدونم خلاصه نویسی افتضاحی بود!! شما ببخشید چطور با آیه دنبال بشید و بفهمید داستان چیه؟

 

صفحه اول رمان عقیق

همیشه قدم زدن در خیابان شلوغ منتهی به بیمارستان را دوست داشت!
این حس خیلی خوب بود که اول صبح اینقدر آدم یکجا در خیابان باشند و
سرو صدا کنند!! صدای بوق ماشینها آنقدرها هم برایش ناخوشایند نبود نشان
زندگی میداد
دلش ضعف میرفت برای دبستانی هایی که کج بودن خط چانه مقنعه هایشان
نشان خواب آلود سر کردن آنها بود
لبخندش را همیشه حفظ میکرد یک لبخند محو و نامحسوس آنقدر نامحسوس
که حداقل عب*و*س نمینمود
ماسک نمیزد همیشه میگفت دود ماشینها را بلعیدن شرف دارن به حس کردن
راه تنفسش در این ماسک سفید
به قول مریم او نیمه پر لیوان را نگاه نمیکرد بلکه آنرا یک نفس سر میکشید
با آرامش پیاده رو نزدیک درب بیمارستان را طی کرد و به عادت هر روز قبل از
رفتن به محل کارش سری به باغبان پیر اما صاحب دل بیمارستان زد .
عمو مصطفی را خیلی دوست داشت…

به اشتراک بگذارید