X

دانلود رمان راجموند

دانلود رمان راجموند

مشخصات رمان

عنوان: رمان راجموند

نویسنده : دی بی رینولدز

مترجم : مهسا و حانیه .ع

ژانر: عاشقانه , اجتماعی

زبان: فارسی

صفحات: ۳۳۴

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۹۸۰ کیلوبایت

فرمت پی دی اف : ۴.۵۹ مگابایت

فرمت آیفون : ۲۹۷ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان راجموند نوشته دی بی رینولدز

بوفالو، نیویورک: آبشارهای رعدآسا، تیم های ورزشی بزرگ و… لرد خون‌آشام‌ خائنی که به آرامی عقلش را ازدست می دهد.
راجموند گرگر یک خون‌آشام‌ و ارباب بی چون و چرای نیویورک سیتی است. او مطیع هیچکس به جز ارباب خود نیست. کریستوف، لرد خون‌آشام‌ تمام شمال شرقی آمریکا است و پایگاهش در بوفالو و نیویورک سیتی است. او خون‌آشامی پیر است… خیلی پیر. فهمیدنش آسان است چون به آرامی درحال از دست دادن عقلش است. راجموند به وسیله ی اربابش به بوفالو فراخوانده می شود؛ اربابش را غیرقابل دسترس و ضعیف می‌یابد و می‌داند که اگر اقدامی انجام نشود قلمرو از هم می پاشد.

 

صفحه اول رمان راجموند

چشم های سارا استراتون باز شدند، جیغی از گلویش خارج شد، در حالی که سعی می‌کرد با آن مقابله کند احساس خفگی می‌کرد. دستش دکمه کنار تختش را زد و نور اتاق را روشن کرد، روی تخت نشست. نگاه خیره اش روی تمام جزئیات آشنا بود. نفس عمیقی کشید که بیشتر شبیه هق هق بود، مانند آنچه در خواب دیده بود.
او به خودش گفت:
– بس کن.
یک خواب بود، یک کابوس، نه چیزی بیشتر. تاریکی، وحشت… واقعی نبودند. این دفعه نه. اشک های داغ چشم هایش را پر کردند و او با عصبانیت آن‌ها را پاک کرد. از تخت بیرون خزید و تلو تلو خوران به سمت کمدش رفت. فایده ای نداشت که دوباره بخوابد، در هر صورت بایستی زود بلند می‌شد. او باید به دو کلاس درس می‌داد و دو کتاب سوال برای صحیح کردن داشت؛ شاید بهتر بود شروع زودی داشته باشد، به جای خوابیدن ساعت های اضافی به دویدن صبحگاهی خود برسد؛ شاید هم یک فنجان قهوه حسابی در استارباکس محلی آنجا بخورد. به خاطر آن نبود که از خواب ترسیده باشد، از بازگشت ترس می هراسید، از احساس درماندگی…
دوباره تکرار کرد:
– بس کن سارا.
تند و سریع لباس‌های زمستانی دوی خود را بیرون کشید، شلوار گرم، یک گرمکن که روی لباس زیر ورزشی خود پوشید.
نزدیک فصل بهار بود ولی او با تجربه دریافته بود که هوای سرد بیش‌تر در بوفالو دوام می آورد، بخصوص در صبح. قبل از خم شدن برای بستن بند کفش‌هایش موهای بلند بلوند خود را به شکل دم اسبی محکم بست.

کتاب و رمان های دیگر دی بی رینولدز

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید