متاسفانه هیچ گونه مطلبی یافت نشد !

دانلود رمان روزهای اجباری

دانلود رمان روزهای اجباری

مشخصات رمان

عنوان: رمان روزهای اجباری

نویسنده : مونا و ساتی

ژانر: عاشقانه

زبان: فارسی

صفحات: ۱۰۱

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۱ مگابایت

فرمت پی دی اف : ۱٫۷۶ مگابایت

فرمت آیفون : ۸۱ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان روزهای اجباری نوشته مونا و ساتی

داستان راجع ب پسری به اسم رهی که توی زندگیش خیلی سختی میکشه با دختری به اسم حنا دوست میشه اما میره سربازی وقتی بر میگرده که…

 

صفحه اول رمان روزهای اجباری

قدم زنون رفتیم سمت ساحل؛به محض اینکه رسیدیم ارش گفت :خب دیگه خوش گذشت،امروزو تنها زل بزن جون تو چشمام درد گرفت.چیه مث این دخترای احساساتی میای زل میزنی به دریا موزیک بی کلام گوش میدی؟بخدا پایه همه کارت هستم الا این لوس بازیا اه اه…
پوزخندی زدمو گفتم برو…به سلامت.
زیر لب برو بابایی نثارم کردو رفت.اصلا برام مهم نبود….تنها بیشتر حال میکنم
موزیکو پلی کردم و پاهامودراز کردم ب کف دستام تکیه زدم و زل زدم ب موج ها…تو حس بودم که صدای خنده و جیغ یه دختر به گوشم خورد…اعتنایی نمیکنم ،مزاحم!
“جوووون بخورمت”
چی شد؟چرا ذهنم کشیده میشه به سمت اون دختر؟! من که حتی چهرشم ندیدم فقط از پشت سر یه لحظه دیدمش!
تو فکر بودم ک دوباره صدای جیغ شنیدم نه جیغی ک از سر ترس باشه نه! انگار از شدت هیجان داره جیغ میزنه
بیخیال میشمو میرم سمت خونه…هر چی جلو تر میرم بیشتر صدای خنده رو میشنوم سرک میکشم ببینم صدا از کجاست…پشت صخره ها….یه پسر یه خرچنگ دستش گرفته و داره میدوعه دنبال دختره و دختره از ترس و هیجان جیغ میزنه و میگه “نزدیک نیا”
با لبخند از اونجا دور میشمو سمت خونه میرم….

نمیدونم چرا تامیرم اهنگ پلی کنم حتما باید یکی زنگ بزنه حالمو بگیره که البته طبق معمول آرشه مزاحمه…

به اشتراک بگذارید