متاسفانه هیچ گونه مطلبی یافت نشد !

دانلود رمان رافائل

دانلود رمان رافائل

مشخصات رمان

عنوان: رمان رافائل

نویسنده : دی بی رینولدز

مترجم:مهرداد مراد

ژانر: خارجی , پلیسی , ترسناک , جنایی , هیجانی

زبان: فارسی

صفحات: ۲۷۹

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۱٫۴۷ مگابایت

فرمت پی دی اف : ۳٫۹۷ مگابایت

فرمت آیفون : ۲۸۴ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان رافائل نوشته دی بی رینولدز

مالیبو، شهری در ایالت کالیفرنیا، محل استادان راک اند رول، هنرپیشگان هالیوود، زیبارویان، ثروتمندان و … البته خون آشامان.
رافائل، خون آشامی نیرومند و محبوب، یکی از معدود مردانی است که زندگی و مرگ هزاران خون آشام در اختیار دارد و همه او را با لقب لرد می شناسند. اما این بار به خاطر حمله خشونت بار انسانها به حریمش و ربودن تنها زنی که در دنیا به او علاقه دارد، دست به دامن یک کارآگاه خصوصی به نام سیندیا می شود تا او را بیابد. سیندیا لایتون، پلیس سابق، دختری باهوش و جذاب است که از جاسوسی زن و شوهرها و همینطور کنکاش در حساب بانکی دیگران احساس کسالت می کند و به همین خاطر پیشنهاد رافائل را می پذیرد و دست به کار می شود اما به زودی درمی یابد که خطر اصلی، نه از جانب انسانها، که از جانب خود رافائل است. رافائل و سیندیا که همزمان باید با جنایتکاران روسی و خون آشامان خائن بجنگند، دریافتند که حلقه ای از خشونت و مرگ آنها را کاملاً احاطه کرده و بیرحمانه قصد نابودیشان را دارد.

 

صفحه اول رمان رافائل

انگشتان زیبای زن بر روی کلیدهای پیانو لغزید و فضای اتاق بزرگ، سرشار از صدای آهنگی قدیمی شد. پس از مدت کوتاهی، مردی باریک اندام از پشت سرش روی نیمکت قرار گرفت و همراه با زن با کلیدها بازی کرد. کم کم، زن خود را کنار کشید و تم آهنگ به وسیله دستان مرد، رنگی شاد و جدید به خود گرفت. زن زیبا با شعفی بی پایان، هنر مردش را می نگریست و لبخند می زد. سپس چشمانش را بست و آرام سرش را روی شانه مرد گذاشت. او نیز به نوبه خود سرش را به زن تکیه داد. عشق قدیمی آنها به همدیگر، با یک نگاه قابل تشخیص بود.

کم کم، صدایی از بیرون به گوش رسید و کمی بعد، در اتاق باز شد.

– تقریباً وقتشه آلکساندرا.

زن آهی کشید و گفت:

– ممنونم آلبین.

از جایش برخواست و با کف پایش، چین دامن بلندش را صاف کرد. عاشقش دست او را گرفت و با یک چرخش رقص گونه او را از نیمکت دور کرد. زن با لبخندی ملیح به حرکت او پاسخ داد.

– ماتیاس.

ماتیاس قبل از اینکه با او در اروپا آشنا شود، یک رقصنده بود.

خیلی سال قبل.

و حالا هنوز هم پیر به نظر نمی رسید. هیچ کدام از آنها پیر نمی شدند.

آنها خون آشام بودند و چهره های جوانشان در طول زمان متوقف شده بود.

کتاب و رمان های دیگر دی بی رینولدز

به اشتراک بگذارید