X

دانلود رمان تب دستات از فروزان ۷۰

دانلود رمان تب دستات از فروزان ۷۰

مشخصات رمان

عنوان: رمان تب دستات

نویسنده : فروزان ۷۰

ژانر: عاشقانه , اجتماعی

زبان: فارسی

صفحات: ۲۰۹

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۷۸۰ کیلوبایت

فرمت پی دی اف : ۲٫۸۲ مگابایت

فرمت آیفون : ۱۶۸ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان تب دستات نوشته فروزان ۷۰

رمان تب دستات در مورد زندگی زنی به اسم ثناست که دست تقدیر اون رو درمسیر کسی قرار میده که
در کنارش احساس زندگی دوباره میکنه…ثنا زن ۲۸ساله که پس از مرگ همسری که
ازش منتفر بوده وارث ثروت فراوانی میشه،اما ثنا با وجود ثروت فراوان به شدت افسرده وغمگینه و
در تمام عمرش در سوگ عشق نوجوانیش باقی میمونه…
گذر زمان بهش ثابت میکنه که تقدیرش در کنار کس دیگه ای رقم خورده وتسلیم این تقدیر زیبا میشه…پایان خوش…

 

صفحه اول رمان تب دستات

خودم را پشت کولر پنهان کردم. از سرما دستانم به شدت می لرزیدند.
چشم های منتظرم کم کم داشت، روی هم می افتاد.
دوباره نگاهی به پله های پشت بام انداختم.
با دیدن سایه ای که داشت به سمتم می آمد، خودم را عقب کشیدم.
نفسم را در سینه حبس کردم. ترس برم داشته بود،
که نکند کسی متوجه حضورم شده باشد. با حلقه شدن دستی به دورم خواستم جیغ بکشم که
دستی جلوی دهانم را گرفت. صدایم در گلو خفه شد.
یک لحظه حس کردم، قلبم از کار افتاد.
نفس هایش را کنار گوشم حس می کردم.
تقلا کردم تا بلکه از دستش خلاص شوم که محکم تر در آ*غ*و*ش گرفت و کنار گوشم گفت:
-آی خانوم کجا به سلامتی؟
بعد همزمان دستش را از روی دهانم برداشت.
با شنیدن صدای بهروز نفس عمیقی کشیدم و با عصبانیت گفتم:
-دیوونه این چه کاری بود که کردی؟
همراه با خنده گفت:
-هیس چه خبرته بابا؟ یواش تر میخوای همه بفهمن؟
-می دونی چقدر ترسیدم؟
دستم را گرفت و گفت:
-خدایی سکته زدی ها.
به کولر تکیه دادم و گفتم:

بخش مربوط به لینک های دانلود


Warning: unserialize() expects parameter 1 to be string, array given in /home/novelcom/public_html/wp-content/themes/novel98_V1/functions.php on line 80
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید