X
رمان میثاق

آغاز پیش فروش اختصاصی رمان میثاق در انجمن ناول 98

برای حمایت و کمک به نویسنده این رمان رو خریداری کنید 

رمان میثاق جدیدترین و بهترین رمان نوشته شده توسط زینب همتی عضو انجمن ناول 98 می باشد. که روایت زندگی پسری به اسم میثاقه که به دلایلی دختر مورد علاقه اش حکم زن برادرشو پیدا می کنه. میثاق که خیلی از این بابت شکسته می شه، بار سفرو می بنده و از شهر و دیارش برای همیشه می ره اما سرنوشت جور دیگه ای براش رقم می زنه و بعد از سال ها دوباره مجبور می شه برگرده...پایان خوش

👇دانلود و خرید رمان فقط از طریق ربات تلگرام زیر 👇

https://telegram.me/novel98_shop_bot

 

رمان آنلاین آقای هنرپیشه زینب ایلخانی

رمان آنلاین آقای هنرپیشه زینب ایلخانی

مشخصات رمان آقای هنرپیشه

عنوان: رمان آقای هنرپیشه

نویسنده : زینب ایلخانی

ژانر: عاشقانه…اجتماعی.

زبان: فارسی

صفحات: ۶۷۴

فرمت : PDF – APK – EPUB

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت پی دی اف : ۱۲ مگابایت

فرمت آندروید : ۲ مگابایت

فرمت آیفون : ۳۳۵ کیلوبایت

 

مقدمه ای از داستان رمان آقای هنرپیشه نوشته زینب ایلخانی

دست سرنوشت ، دو زخمی، دو درمانده، دو جامانده از زندگی را در جزیره ای دنج و آرام، با دست هاى دریا به هم گره میزند…
هنرپیشه ای تنها و سردرگرم در این سرزمین، شوق زندگی میابد و ناجی الهه ای از جنس حیات میشود!
و این روایت تنها با گره کور عشق آغاز میشود….

 

پارت اول رمان :

 

به عادت همیشه اش دو دستش را فرو برد بین شرابی فرفرى موهایش و آن ها را به سمت بالا هدایت کرد
_ راضیش کن ، میدونم کارى رو از ته دل بخواى، میتونى انجام بدی ، اگه راضیش نکردى پس یعنی راضی نبودی

 

به ماشین آلبالویی براق جدیدش تکیه میزنم ،هدیه جدید اصغر روحى، دوباره دلم ساز مخالف میزند
_ روحى چى؟! بهش گفتی؟ راضی نباشه چی؟

کلافه پوف میکشد و کنارم تکیه میدهد و او هم به پیرزنی که گوشه خیابان لیف میفروشد خیره میشود

_ راضی نباشه چیه؟
غلط میکنه!
بهش گفتم دوستم رو بعد ۶ سال پیدا کردم، من به اصغر بگم بمیر میمیره!

٧۴ سالش بود!
اصغر روحى را میگویم! بزرگترین تهیه کننده سینماى آن روزهاى ایران، در اوج پیرى هوس کرده بود براى یک دختر ٢٧ ساله روزى چند بار بمیرد!

حالا میفهمیدم چرا من و مریم در یک سن مشترک اینقدر اختلاف سنى داریم!
احساس!
مریم با احساسش تصمیم نمیگرفت ، یعنی بی احساسی آدم ها را جوان نگه میداشت؟؟
اما من خیلى وقت بود که با پیرى ام کنار آمده بودم!
من هم مثل اصغر روحى هر روز براى او مرده بودم ، اما در جوانى!

١٠ ساعتی میشود که رسیده ایم اما مامان از گشتن و بررسى ویلاى روحى دست بر نمیدارد، با یک ساعت رو میزى سنگى از ویلا بیرون می آید به ساحل که میرسد هنوز نگاهش به ساعت است
_ اینو ببین! زیرش زده مال ساله ١٩٢٠ !
عتیقه ى شاه کاریه

 

مامان عاشق عتیقه بود ، آپارتمان ٨٠ متریمان پر از وسایل کهنه و ارزان قیمتى بود که مامان به خیال عتیقه بودن میخرید!

یک مرتبه با دیدن چشم هاى من انگار از همه عتیقه هاى دنیا سیر میشود؛لب هایش میلرزد، دستم را میگیرد
_ چه قدر گریه دیگه مادر؟ میخواى دریا بشى؟

تلخ خندیدم ! به خودم که مرداب بودم ،به خودم که روزى چند بار در خودم غرق میشدم، باز با یک سوال بى ربط ، از جواب فرار کردم.
_ به بابا زنگ زدى؟
طاها اذیتش نکرده؟ بهونه نمیگیره؟

هنوز نگاه نگرانش به چشم هایم است
_ نه میگفت از وقتی از مدرسه اومده و نهار خورده رفته خوابیده، دیگه بچه که نیست ، باید عادت کنه

بدترین قسمت بزرگ شدن و بچه نبودن!
عادت کردن!
عادت به جدایى از پدر و مادر…

صدایش دوباره در سرم دارکوب میشود

” الى ٢۴ سالته این قدر بچه ننه نباش! هر روز هر روز نمیشه برى اونجا ”

بچه نبودم! اما دست خودم نبود دل تنگ میشدم،
دل تنگ دعواهاى مامان و طاها…
غر غر هاى بابا…
بوى شوید خرد کرده جلوى پنکه…
صداى قنارى هاى بابا و کاسکو طاها که الى جون قشنگم برایم میخواند…

اما دل تنگى جرم بود، مسخره بود براى او هرچیزى که در خودش وجود نداشت و پیدا نمیکرد بى معنى بود و باید حذف میشد!
باید!

کتاب و رمان های دیگر زینب ایلخانی

به اشتراک بگذارید

15 دیدگاه در “رمان آنلاین آقای هنرپیشه زینب ایلخانی

بابا یکی واسه منم بگه رمان* این مرد امشب میمیرد* رو از کجا پیدا کنم .

خانم ایلخانی قلم فوق العاده زیبایی دارن و به بهترین نحو میتونن فضاسازی کنن طوریکه انگار خواننده توی فضای داستان حضور داره. اما در رابطه با این داستان واقعا از نویسنده رمان عابر بی سایه بعید بود از استعدادشون برای روایت چنین داستان بی محتوایی استفاده کنند…
محتوی داستان در حد یک تازه کار هم نبود…
اصلا چیزی برای ارائه نداشت.

آبکى بود. نسبت به عابر بى سایه و این مرد امشب میمیرد واقعا ضعیف بود و حرفى واسه گفتن نداشت

۳تا رمان دیگه عالییییی بودن ولی این جالب نبود.

نسبت به رمان های دیگه خانم ایل خانی زیاد جالب نبود من عاشق رمان های دیگه شون هستم .

سلام میشه اسم ۴ نا رمان خانوم ایلخانی رو بگین؟ممنون

عابر بی سایه.این مرد امشب میمیرد.آقای هنرپیشه.یکیم با سقوط دستهای ما

سلام میخواستم بگم واقعا واقعا رماناتون حرف نداره خانوم ایلخانی و من بی صبرانه منتظر رمانای بعدیتونم لطفا زود به زود رمان بنویسین قلمتون حرف نداره بی نظیره

سلام میخواستم بگم واقعا واقعا رماناتون عالین خانوم ایلخانی لطفا بیشتر رمان بنویسین من بی صبرانه منتظررمانای بعدیتون هستم قلمتون حرف نداره بی نظیره

با هر ۴ تا رمانت اشک ریختم، دلم لــرزید،رویا ساختـم و حتے زندگے کردم!
و بازهم بی صبرانه منتظر نوشته های بعدیتم که از قلم و ذهن و قلبت جاری میشه، و روح میبخشه به حال بے روحـم….
امیدوارم کامنتمو بخونی خانم ایلخانے ،و بدونے که طرفدارایے داری، که احساسات عجیب و خاصش و حال خوبشون رو ،به تو مدیوننـد…♡
هلـنا اریامهر

رمان این مرد امشب میمیرد و رمان عابر بی سایه من خوندم عالیییییییییییییییی ولی آقای هنرپیشه رو هنوز شروع نکردم.

سلام خانم ایخانی من همه کتاباتونو خوندم بابت همشون ازتون متشکرم قلم زیبایی دارید خیلی ظریف و واقعی .منتظر رمان های بعدیتون هستیم .

واقعا چقدر این رمان زیبا بود.چقدر قلم خانوم ایلخانی زیباست.بسیار لطیف و واقعی همه چیز رو توصیف می کنند.
رمان عابر بی سایه و این مرد امشب میمیرد رو هم خوندم که اونا هم بسیار زیبا بودند.اما این رمان یه چیز دیگه بود.کاش یک روز بتونم مثل ایشون بنویسم

اگه قراره رمان فقط تو کانال تلگرام قرار بگیره
کاشکی یه باره اول تا آخر رمان رو بذارن
هر ۳ روز یه بار
یه قسمت از رمان رو داخل کانال میذارن
اینجوری ما خواننده های رمان خسته میشیم

من اگه بدونم دلیل اینکه رمان و تو کانال میزارن خیلی خوبه
رمان نویسین که به اینجور باشه خوانندهای رمان مسخره که نیستن
چرا مدیران سایت پیگیری نمیکنن واقعا؟؟؟؟؟؟؟

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید