X

دانلود رمان عشق زوری نوشته زهرا.چ

دانلود رمان عشق زوری نوشته زهرا.چ

مشخصات رمان عشق زوری

عنوان: رمان عشق زوری

نویسنده : زهرا.چ

ژانر: عاشقانه غمگین

زبان: فارسی

صفحات: ۴۳۷

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۶۰۹ کیلو بایت

فرمت پی دی اف : ۱٫۶ مگابایت

فرمت آیفون : ۱۱۸ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان رمان عشق زوری نوشته زهرا.چ

این رمان درباره ی دختری به اسم نفس که مجبور به ازدواج با یه پسر سرد و مغرور واسه نجات جون مادرش میشه و …

 

صفحه اول رمان عشق زوری


با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم اههه بازم یه روز دیگه امروز هرجور شده باید
مامانو راضی کنم که برم دنبال کار بگردم من نمیدونم چه مشکلی با کار کردن من داره آخه هی میگه:

دخترم تو باید درستو بخونی!
آخه درس میخام چیکار تو این اوضاع
با اکراه از روی تخت یه نفرم بلند میشم و میرم دستشویی و بعد از انجام دادن کارهای مربوطه میرم بیرون و روبروی آیینه می ایستم قیافم به نظر خودم عااولیه سقفو بگیرین
چشای درشت مشکی..لبای متناسب و قلوه ای..دماغ متناسب صورتم..ابروهای کمونی
چالی که وقتی میخندم روی صورتم میفته که خععلیم بهم میاد و باحالم میکنه
خعب دیگه دست از آنالیز کردن خودم بر میدارم و مشغول شونه کردن موهام میشم موهای خرماییم
موهامو که شونه کردم بستمشون و به سمت آشپزخونه رفتم و تو همون حال مامانو صدا میزدم
مامااااان مامانییییی خوشگلممم
وااا چرا هرچی صداش میزنم جواب نمیده

 

رفتم تو آشپزخونه که با دیدن صحنه ی روبروم مغزم از کار افتاد باورم نمیشد…مامانم کف آشپزخونه افتاده بود و چشمای قشنگشو بسته بود یه قطره اشک از چشام اومد به خودم اومدم و سریع زنگ زدم آمبولانس
رفتم پیش مامان تا نبضشو بگیرم خیییلی کند میزد
خدااااا مامانمو ازم نگیر
من به جز اون هیچ کس دیگه ای رو تو این دنیا ندارم
آمبولانس اومد و مامانمو رسوندن بیمارستان روی صندلی نشسته بودم و اشکام پس از دیگری از چشام میومدن منتظر بودم تا دکتر بیاد و حال مامانمو ازش بپرسم

دکتر که از اتاق اومد بیرون با عجله به طرفش رفتم و با سکسکه بهش گفتم:

د..ک.ک..تتر ح..ححال ما.ممان.ننم چ.چط.وور.ه؟

دکتر لبخند محزونی زد و گفت:
دخترم الان وضعیت مامانت بد نیست اما اگه هر چه سریعتر عمل نشه ممکنه خدایی نکرده براش اتفاقی بیفته

یه قطره اشک از چشمام اومد در همون حال بهش گفتم:
هزینه ی عملش چ.چققدر م.مم.یششه؟
دکتر گفت حدود ۱۰ میلیون باید هر چه زودتر کارای عملشو انجام بدین وگرنه اتفاقی که نباید بیفته رخ میده

سرم گیج میرفت..چشام سیاهی میرفت و دیگه هیچ جا رو ندیدم
با احساس سوزشی توی دستم از خواب بیدار شدم به مغزم فشار اوردم ببینم کجام؟

 

مدام حرفای دکتر توی گوشم اکو میشد

“وضعیتش خیلی بده”
“هرچه زودتر باید عمل بشه”
“۱۰میلیون هزینه ی عملش”

با یاد آوری بدبختیام دوباره زدم زیر گریه
یه پرستار اومد تو اتاق و گفت که سرمم تموم شده و مرخصم به ساعت نگاه کردم ساعت ۱۲ شب بوووود وااااای
یعنی من انقددددررر خواابیدم

بخش مربوط به لینک های دانلود

به اشتراک بگذارید

7 دیدگاه در “دانلود رمان عشق زوری نوشته زهرا.چ

ادامه ی رمان رو کجا باید دید؟

دیگه رمانا عین کپی شده فقط یه چزاییرو عوض می کنن تنوعی توش نیست این هم مثل اکثر رمانا

الان رمان خوبی بود یا نه آیا

چرا هرچی رو رمان میزنم دان نمیشه?

خیلی ابتدایی و تکراری نوشته شده بود

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید