X

دانلود رمان قیزیل تئل

دانلود رمان قیزیل تئل

مشخصات رمان قیزیل تئل

عنوان: رمان قیزیل تئل

نویسنده : دوشیزه

ژانر: عاشقانه – معمایی

زبان: فارسی

صفحات: ۴۴۵

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۱٫۹ مگابایت

فرمت پی دی اف : ۲٫۴ مگابایت

فرمت آیفون : ۳۳۴ کیلو بایت

 

خلاصه ی از داستان رمان قیزیل تئل نوشته دوشیزه

قیزیل تئل داستان دختریه که به خاطر یه سوء تفاهم و گناهی که برادرش مرتکب شده اسیر زندگی دو برادری میشه که یکیشون برای کشتنش نقشه کشیده…به خواست خودش وارد این منجلاب نشد ولی همین منجلاب مسیر زندگیش و تغییر میده…

صفحه اول رمان قیزیل تئل

خرید اشو تو دستش جا به جا کرد و منتظر تاکسی و ایستاد…استرس تمام وجودش و گرفته بود و کف دستش حسابی عرق کرده بود… یه هفته بود که تو گوش خودش میخوند استرس هیچ فایده ای نداره وقتی همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و اون فقط باید عین یه ربات هرچی بقیه گفتن و خواستن بگه چشم…

فقط یه لحظه آرزو کرد که کاش اون روز هیچوقت پاش به خونه اشون نمیرسید…هرچی به اون ساعت نحس نزدیک تر میشد اعصابشم داغون تر میشد. چون مسلماً تا چند ساعت دیگه قرار بود بدترین روز و بدترین ساعت ها و بدترین لحظه های عمرش رقم بخوره… خیلی دلش میخواست مثل همه دخترایی که اولین خواستگارشون و تجربه میکنن یه استرس ریز به همراه یه شادی دخترونه ته دلش موج میزد…از این حسای ناب که مدام با خودش میگفت یعنی ازم خوششون میاد؟؟؟یعنی آخرش چی میشه ؟؟؟ یعنی منو میپسندن ؟؟؟یعنی اون مرد میتونه همون شاهزاده رویاهام باشه ؟؟؟ ولی وقتی جواب خواستگاری و از همین الان میدونست چرا باید بیخودی استرس داشته باشه ؟؟؟ فقط حق داشت حرص بخوره که قرار بود چند ساعت دیگه به جواب خواستگاری مردی چهل و هشت ساله که یه پسر دوازده ساله داشت بله بگه… چرا؟؟؟ چون پدرش اینجوری خواسته بود… چرا؟؟؟ چون اون مردی که جای پدرش بود پولش از پارو بالا میرفت… چرا؟؟؟ چون با این ازدواج قرار بود دست پدرشم تو بازار بند کنه… چرا؟؟؟ چون همه تو اون محله خراب شده از خداشون بود که با همچین آدمی وصلت کنن و این وسط کی به حرف اون گوش میداد؟؟؟کی اهمیت میداد به حرفاش وقتی یک هفته تمام داشت گلوی خودش و پاره میکرد که نامسلمونا… این مرد بیست و شیش سال ازم بزرگتره… تو این چند روز ذهنش و خالی کرده بود از بس فکر کرده بود به اینکه از کی کمک بخواد. کل اعضای خانواده اش و پدر وزن باباش تشکیل میدادن… با یه برادر بزرگتر که چند وقتی فراری بود و
اون حتی نمیدونست به چه جرمی…هیچ وقت جرات نکرده بود نزدیکش بشه… سعیشو کرده بود ولی

منتظر نظرات و پیشنهاد های شما درباره این رمان هستیم 

 

 

 

 

بخش مربوط به لینک های دانلود

به اشتراک بگذارید

3 دیدگاه در “دانلود رمان قیزیل تئل

متاستفانه من رمانایی که به زبون سوم شخص نوشته شدن رو نمیخونم

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید