X

🎉 افتتاح انجمن ناول 98 🎉

😍 سایت انجمن ناول 98 راه اندازی شد 😍

کاربران عزیز می توانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام در انجمن ناول 98 کنید

مشاهده انجمن ثبت نام

رمان آه شب های سرد من

رمان آه شب های سرد من

مشخصات رمان 

عنوان: رمان آه شب های سرد من

نویسنده : شیما و مسیح

ژانر: عاشقانه .. کلکی

 

مقدمه ای از داستان رمان آه شب های سرد من

سلام،ایام به کام و روزگارتون به خیر و شادى!
میسح هستم نویسنده نقش فراز تو رمان آه شبهاى
سرد من!
امید دارم که من و شیما بتونیم با نوشتن یک رمان
کلکلى عاشقانه رفع نیاز کنیم از رمانخونهاى واقعى
که قلم رو میشناسند و قدر نوشته ى واقعى رواز قلم
هرز میدونند و تشخیص میدن!
ماسعى کردیم براى اولین باریه خانوم و یه آقا رمانى
روبطور مشترک بنویسیم تا ثابت کنیم میشه جذاب بود
وجذابیت داشت،اما حرمت قائل بود وحریم نگه داشت!
امیدوارم تا پایان داستان مثل همیشه باصبوریتون ما روهمراهى و همیارى

 

سلام عزیزانم!
شیما هستم!نویسنده شخصیت فریا!دختر
داستانمون ! امیدوارم از رمان جدید من و
مسیح خوشتون بیاد، چون اولین رمان آنلاینیه
که توسط دو نویسنده ى خانوم و آقا از زبون
هر کدوم از شخصیت هاى دختر و پسر نوشته
میشه و امیدوارم تا پایان داستان با ما همراه
باشید!

 

پارت اول رمان :

 

فریا

دادگاه از ازدحام جمعیت بیداد می کرد.

اما من نه کسی رو می دیدم و نه صدایی می شنیدم.

هاله ای از اشک راه دیدم روگرفته بود و تنها یه صدا

تو گوشم زنگ می زد؛صدا؛صداى بهروز بود که براى

قاضى و هیئت منصفه حرف میزد!

_ بهش گفتم من و تواز بچگی باهم بزرگ شدیم! یار

روزای بی کسی و رفیق شبای تنهایی هم بودیم.باهم

مدرسه می رفتیم و باهم ترک تحصیل کردیم . باهم

سربازی رفتیم و با هم کار پیدا کردیم.تو شادی وعزا

رفیق و شریک هم بودیم.حالا این انصافه که توهمه ی

دردات روتو دلت بریزی و من فقط شاهد زجرکشیدنت

باشم؟د نامرد بگودردت چیه و منو از این درموندگی

خلاص کن.یه مرتبه بغض فرازشکست و محکم بغلم

کرد وبا گریه نالید:بهروز، فرشته ی من داره می میره.

مات و مبهوت بهش خیره شدم .اصلا نمیدونستم

چی باید بگم وچی باید بپرسم.فراز خودش ادامه

داد:همیشه می گفت سرم درد می کنه.ما گذاشته

بودیم پای ته تغاری و لوس بودنش که از زیردرس

خوندن در بره امااین اواخردیگه نور چشماش هم

کم شده بود.تا اینکه یه روز بردیمش دکتر(فراز

هق هقش بیشتر شدو همونطور ادامه داد)و دکتر

گفت که یه توموربدخیم توسرشه که اگه عمل نشه…

(اینجا زارزد و دو زانو به زمین افتاد) راستش اشک

توچشمای منم جمع شد.روبروش روی زمین نشستم

ودستاش رو گرفتم وگفتم:خوب عملش می کنیم.اینکه

گریه نداره. فراز سرى به عنوان نفی تکان داد.

اشکهاش روپاک کرد وگفت:عملش خیلی گرونه.

می گن یه پرفسوری اومده ایران که یه عمل جراحی

دیگه رو انجام بده.اما اگرپول باشه می شه راضیش

کرد که فرشته روهم عمل کنه.می گن فقط پول

جراحیش صد تومنی میشه.

من زمزمه وار پرسیدم: صد میلیون تومن؟بغض فراز

دوباره شکست :این اواخر دیگه بینایی اش رو هم

از دست داده…

 

دیگه نه صدایی شنیدم ونه گریه ای دیدم.فقط

صدمیلیون تومن پول تو ذهنم رژه می رفت.

یهوجرقه ای تو ذهنم روشن شد.فکری روکه مدتها

تو ذهنم بود و روشو نداشتم تا بگم رو به زبون

آوردم!

 

فراز تو اتوبوس احمد اینا یه دختری رو دیدم که

یادگار امام دانشجوئه! وضع پدرش بد نیست اما

مادربزرگ دختره از اون خرپولاست که اونور آب

زندگی می کنه، که سالی یه بار می آد اینجا،این

دفعه گویایه گردنبند جواهر همراه خودش آورده و

به دختره داده و گفته به هیچ عنوان ،اونو از خودش

جدا نکنه ، چون اون گردنبند میراث خانوادگى

اونهاست!

 

این رمان بصورت آنلان می باشد.

برای خواندن این رمان و حمایت از نویسنده در کانال زیر عضو شوید.

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEB5zIQVlGaFBuT93Q

ادرس کانال دانلود رمان

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEPzMPCVlfrKEP27iA

به اشتراک بگذارید

6 دیدگاه در “رمان آه شب های سرد من

من تو کانال تلگرام این داستان هستم سه شبه چشم براهم میزنید پارت جدید کانال الو دکتر یا منو دکی اگه پارتها آماده نیست بگید اگر نه ما رو پی نخود سیاه نفرستید هم این داستان اه شب های سرد من هم داستان اجازه هست برات بمیرم

سلام خسته نباشید می بخشید چرا بعضی از قسمت های رمان نیست؟؟؟
یا اینکه می گید قسمت جدید گذاشتین در حالی که نیست!!!!

من رمان اه شب های سرد من رو توکانالش خوندم .رمانش قشنگه اماچرابعضی قسمت هاش توکانال نیست؟

شاید نویسنده خودش به خاطر کپی کردن دیگران حذف کرده

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید