X
رمان میثاق

آغاز پیش فروش اختصاصی رمان میثاق در انجمن ناول 98

برای حمایت و کمک به نویسنده این رمان رو خریداری کنید 

رمان میثاق جدیدترین و بهترین رمان نوشته شده توسط زینب همتی عضو انجمن ناول 98 می باشد. که روایت زندگی پسری به اسم میثاقه که به دلایلی دختر مورد علاقه اش حکم زن برادرشو پیدا می کنه. میثاق که خیلی از این بابت شکسته می شه، بار سفرو می بنده و از شهر و دیارش برای همیشه می ره اما سرنوشت جور دیگه ای براش رقم می زنه و بعد از سال ها دوباره مجبور می شه برگرده...پایان خوش

👇دانلود و خرید رمان فقط از طریق ربات تلگرام زیر 👇

https://telegram.me/novel98_shop_bot

 

دانلود رمان عشق خفته در دل

دانلود رمان عشق خفته در دل

مشخصات رمان عشق خفته در دل

عنوان: رمان عشق خفته در دل

نویسنده : کمایستانی نویسنده انجمن ناول ۹۸

ژانر: عاشقانه ، جذاب

زبان: فارسی

صفحات: ۵۰

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۱٫۵ مگابایت

فرمت پی دی اف : ۶۸۵ کیلوبایت

فرمت آیفون : ۲۵۶ کیلو بایت

 

خلاصه ی از داستان رمان عشق خفته در دل نوشته کمایستانی

سینا عاشق دختر زیبای همسایشون میشه و نهال عشق رو در دلش می کاره، اما متوجه میشه که احمد به خواستگاری عشق نو نهالش رفته و از اونجا که احمد وضع مالی خوبی داشته، کنار میکشه تا عشقش کنار اون خوشبخت بشه!

صفحه اول رمان عشق خفته در دل

-خیلی خسته شده بود،امروز روز پر کاری بود.
یک چایی ریخت تا بخوره اما پرستار پیچش کرد.

-دکتر سینا افراشته به بخش اورژانس.
-چایی را روی میز کارش گذاشت و به سمت بخش اورژانس حرکت کرد.
وقتی به پرستار رسید
-چی شده خانم؟
-آقای دکتر از مهدکودک چند تا بچه آوردن که انگار بخاطر
آلودگی حالشون بد شده.
به همراه همون پرستار به سمت بچه ها قدم برداشت.بعد
از معاینه دستورات لازم رو به پرستار میگفت و
اوهم یادداشت میکرد.
تمام مدت حرکت های نگران مربی که بین بچه ها در حرکت
بود
اذیتش میکرد.
صدای گریه بچه ها هم اعصابش را بهم ریخته بود.
با عصبانیت جلوی مربی ایستاد.
-به جای اینکه مانع کار مابشین برین و به خانواده های
بچه ها خبر بدین.
مربی با تردید و نگرانی که در تمام حرکت هایش پیدا بود به سمت ایستگاه پرستاری رفت.
مربی فامیل تک تک بچه هارو به به پزستار میگفت و اوهم یادداشت میکرد.
سینا که در حال عبور از کنار آنها بود با شنیدن اسم ناخودآگاه ایستاد
باخود چند مرتبه تکرار کرد؛
سوگند آقایی..سوگند آقایی….سوگند آقایی
این فامیل برایش آشنا بود اما یادش نمی آمد.
در حال فکر کردن بود که

 

منتظر نظرات و پیشنهاد های شما درباره این رمان هستیم 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید