X
رمان میثاق

آغاز پیش فروش اختصاصی رمان میثاق در انجمن ناول 98

برای حمایت و کمک به نویسنده این رمان رو خریداری کنید 

رمان میثاق جدیدترین و بهترین رمان نوشته شده توسط زینب همتی عضو انجمن ناول 98 می باشد. که روایت زندگی پسری به اسم میثاقه که به دلایلی دختر مورد علاقه اش حکم زن برادرشو پیدا می کنه. میثاق که خیلی از این بابت شکسته می شه، بار سفرو می بنده و از شهر و دیارش برای همیشه می ره اما سرنوشت جور دیگه ای براش رقم می زنه و بعد از سال ها دوباره مجبور می شه برگرده...پایان خوش

👇دانلود و خرید رمان فقط از طریق ربات تلگرام زیر 👇

https://telegram.me/novel98_shop_bot

 

دانلود داستان کوتاه افسانه ی جنگل

دانلود داستان کوتاه افسانه ی جنگل

مشخصات داستان کوتاه افسانه ی جنگل

عنوان: افسانه ی جنگل

نویسنده : مینا محمدی عضو انجمن ناول ۹۸

ژانر: تخیلی ، آموزنده

زبان: فارسی

صفحات: ۲۰ صفحه

فرمت : PDF – APK – EPUB

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت پی دی اف : ۷۵۰ کیلوبایت

فرمت آندروید : ۱٫۶ مگابایت

فرمت آیفون : ۵۸۶ کیلوبایت

 

خلاصه ی از داستان افسانه ی جنگل نوشته مینا محمدی

دخترک کوچکی مثل او، بدنبال بزرگ ترین آرزوی دنیا رفت… چه کسی فکرش را می کرد که، روزگار تلخ، دستان کودکانه اش را ، تبدیل به قدرتی مردانه کند؟دستانی که قرار شد در کنار افسانه جنگل، به قهرمانی بزرگ تبدیل شوند. این گونه بود که، دخترک آرزو های کودکانه اش را از یاد برد….

صفحه اول داستان افسانه ی جنگل

صدای خش خش برگ های زیر پایش، او را می ترساند! از میان درخت های بلند بالا که می گذشت، از مورچه هم  کوچکتر به نظر می رسید. وقتی عروسک ظریفتر از خودش را، محکم به آغوش می کشید و سرش مدام به این طرف و آن طرف می چرخاند، ترسش را نشان می داد!

پرتوی نورِ خورشیدِ در حال غروب، از لابه لای برگ های درختان می تابید و این گونه همه چیز را به شب پیوند می زد.

کودک آرام قدم بر می داشت و به دنبال افسانه ای نهفته، در دل جنگل می گشت.  افسانه ای از موجودی که، در پنهان ترین بخش جنگل مخفی شده. گفته شده : «کسی که او را با چشمانش ببیند، شایسته ی رسیدن به یکی از آرزو هایش است ولی، در ازای آن، باید به خواسته ی این موجود عمل کند.»

کودک خوب می دانست که هزاران نفر به دنبال این افسانه رفته اند؛ تعدادی از آن ها دست خالی جنگل را ترک کرده و بسیاری هرگز از جنگل خارج نشده اند ولی، او برای رسیدن به چیزی که می خواست، باید تلاش می کرد، چیزی که بزرگتر از وجود کوچکش بود!

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید