رمان خواب عاشقانه از نیلوفر دانش

رمان خواب عاشقانه از نیلوفر دانش

مشخصات رمان خواب عاشقانه

عنوان: رمان خواب عاشقانه

نویسنده : نیلوفر دانش

ژانر: عاشقانه ، اجتماعی

زبان: فارسی

صفحات: ۱۸۳ صفحه

فرمت : PDF – APK – EPUB

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت پی دی اف : ۱٫۶ مگابایت

فرمت آندروید : ۱٫۶ مگابایت

فرمت آیفون : ۳۶۰ کیلوبایت

 

خلاصه ی از رمان خواب عاشقانه نوشته نیلوفر دانش

داستان از عشقی ناب و غیر ارادی شروع می شود که، پسر داستان را به حدی می رساند تا دختر قصه را دزدیده و با تهدید با او ازدواج کند اما، در طول داستان یک حادثه تصادف باعث جدایی و بی خبر ماندن آن ها از یکدیگر می شود و مدام پسر قصه در خواب، عشقش را می بیند اما، چیزی به یاد نمی آورد…

صفحه اول رمان خواب عاشقانه

با جیغ از خواب بیدار شدم!

خیس عرق بودم.

وای خدایا!

دیگه نمی تونم این کابوس رو تحمل کنم.

در اتاق باز شد و «مامان» و «آرسام» وارد شدن و چراغ رو روشن کردن، آرسام لیوان آب رو دستم داد اما، انقدر ترسیده بودم که لیوان از دستم سر خورد و آب ریخت روی تختم. مامان با نگرانی و آرسام با عصبانیت بهم نگاه می کرد، مامان بغلم کرد؛ تا تونستم تو بغلش گریه کردم.

تا صبح تو بغل مامان خوابیدم و آرسام هم کنار در اتاق خوابید. بابام امشب هم شب کار بود. صبح که از خواب بیدار شدم دیدم مامان نیست اما، آرسام هنوز کنار در خواب بود. با دیدن آرسام نفس راحتی کشیدم و از اتاق بیرون و به طبقه ی پایین رفتم که اتاق مامان و بابا، هال، آشپزخونه و در عمارت اونجا بود. طبقه ی بالا هم اتاق من و آرسام و اتاق میهمان بود. توی هر اتاق یک حموم و دستشویی بود، توی راهرو هم یک حموم و دسشویی اضافه بود، کلا خونمون بزرگ بود. خونه که چه عرض کنم برای خودش عمارتی بود! طبقه ی پایین رفتم تا صبحانه بخورم. بابام سر میز بود اما، به جای صبحانه سفره ی ناهار پهن بود. شونه ای بالا انداختم و یه «سلام» با صدای بلند گفتم و دوییدم رفتم بابا رو محکم بغل کردم، اون هم من رو محکم بغل کرد. مامان گفت :

_ برم آرسام رو صدا کنم بیاد ناهار بخوره.

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید