X

رمان وصیت نامه اثر سارا.ن

رمان وصیت نامه اثر سارا.ن

مشخصات رمان وصیت نامه

عنوان: رمان وصیت نامه

نویسنده : سارا.ن sara 18 کاربر نودهشتیا

ژانر: عاشقانه ، کمدی  ، کلکلی

طراح جلد : پریسا علیزاده مرادی

زبان: فارسی

صفحات: ۵۹۶ صفحه

فرمت : PDF – APK ، EPUB

فرمت رمان و حجم هر کدام :

فرمت آندروید : ۱٫۸ مگابایت

فرمت پی دی اف : ۴٫۷ مگابایت

فرمت آیفون : ۳۹۰ کیلوبایت

 

خلاصه ی از رمان وصیت نامه نوشته  سارا.ن

رونیا سالاری دختری ۲۰ ساله دانشحوی معماری که شیفته ی مادربزرگ پدری خود فخرالسادات سالاری است. روزی خبر فوت مادربزرگش به او میرسد ، طبق وصیت نامه ی مادربزرگ بزرگترین نوه ی دختری ( رونیا ) موظف به ازدواج با بزرگترین نوه ی پسری هوو اش میباشد ، چراکه میخواهد با این وصلت اختلافات گذشته را حل و فصل نماید .اگر رونیا و یا ارتام ( بزرگترین نوه ی پسری ) قصد این ازدواج را ندشته باشند ثروت فخرالسادات به آنان تعلق نمیگیرد.با این ازدواج اجباری مسیر زندگی این دو فرد تغییر میکند …!!!..پایان خوش

صفحه اول وصیت نامه

از ماشین پیاده میشم و دزدگیر و میزنم، به سمت خونه میرم . دستمو رو دوربین آیفون میذارم و زنگ و میزنم ، رامش جواب میده :

-بلـــــــه؟!

در حالیکه صدامو عوض میکنم میگم:

-ننه شبه جمعه ای نذری نداری ؟ بچه هام تو خونه تو نون شبشون موندن!

-مادر اول دستتون و بردارید، بعدشم الان دوشنبه اس، شبه جمعه کجا بود، حالتون خوبه؟

در حالیه سعی میکنم خندمو کنترل کنم جواب میدم :

-مادر دیگه ما فقیر فقرا تقویممون کجا بود ، مغلته نکن، کمک میکنی یا نه؟!

رامش با صدای مستاصل جوا میده

-چند لحظه صبر کنید الان میام.

در با صدا تیکی باز میشهمنم جَلدی میرم تو حیاط که چیزی کم از باغ نداره پشت یکی ا درختا قایم میشم، از دووور هیکل رامش با نایلونی بزرگ دیده میشه که داره میاد سمت در، میره سمت در و میگه :

-مادر، مادر کجایی پس؟!

همونجور که داره میگرده میپرم پشت سرش و با صدای بلندی میگم

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید