X

وان شات خیابان عاشقی

خلاصه: کوهیار پسر فقیری بود که عاشق یک دختر از خانواده ثروتمندی شده بود اما به دلایلی مجبور به ترک اون دختر می شه و یک روز می ره سراغ عشقش تا حقایقی رو براش افشا کنه
نویسنده: غزال.آرا

دانلود وان شات سایه

خلاصه: نگاهی به دختر توی آینه انداختم به عروسی که تا چند لحظه دیگه با دنیای دخترانه وداع میکرد به غمی که تو چشمای به رنگ دریاش لونه کرده بود مگه امشب این دختر زیباترین عروس فامیل نشده بود،مگه کیان بهش نگفته بود تو امشب به پری های قصه جون دادی اونا دیگه قصه و افسانه نیستن ،مگه نه اینکه این دختر با گیسوان به رنگ شب امشب رسما عروس کیانفر بزرگ شده بود که آرزوی همه دخترای اطراف بود و به راحتی میتونست حس حسرت رو تو نگاه همه دخترای جمع بخونه پس چرا شاد نبود این دریای غم چرا هر لحظه مواج وطوفانی میشد
نویسنده: سمیرا غلامی

وان شات تردید

خلاصه: محمد لیوان شیر رو روی اپن گذاشت و به اتاق خواب اومد، نگاهی به صورت لیلی انداخت، لیلی سرش پایین بود، داشت با انگشتش رو تخت شکلهای خیالی میکشید، محمد نمیخواست این سکوت ادامه پیدا کنه، بالاخره اولین شبی ه،که نامزدش رو اینجا آورده، میخواست خونسردی شو حفظ کنه، آروم صدا زد، لیلی، اما جوابی نشنید، سرشو بلند کرد و نگاهی به صورت لیلی انداخت، هنوز تو فکر بود، دوباره بلندتر صدا زد، لیلی
نویسنده: بیتا

وان شات از خود گذشته

خلاصه: اشک هایم را پس زدم و همچنان در کوبیده میشد. سر جایم ایستاده بودم نمی تونستم حرکت کنم ، ترس تمام وجودم ‌را فرا گرفته بود دست هایم بشدت می لرزید. صدای گریه نرگس آتش به دلم انداخت ...
نویسنده: الیانو

رمان میشه برگردی

خلاصه: و دستمو گذاشتم روی گونش محو شد دود شد خاکستر شد و رفت. رفت و دوباره منو تنها گزاشت ولی بوی عطرش..... دیگه نتونستم بوی عطرشو تحمل کنم داد زدم جوری داد میزدم که انگار میخواستم تمام ناراحتیامو بالا بیارم ....
نویسنده: سونیا ط
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید