X

دانلود رمان موسیقی ممنوع

خلاصه: دختری هم نسل ما؛ دختری از جنس ما؛ دختری که مثل همه ی ما پر از آرزو های رنگینه، اما یکی از اون آرزو هاست که این داستان رو رقم می زنه… موسیقی…. لفظی که زندگیِ این دختر رو به بازی می گیره!…
نویسنده: صدف,فولاد,دنیا

دانلود رمان سر گیجه های تنهایی من

خلاصه: هرکدوم از شخصیتایی که تو این داستان میخونید واقعین! شخصیت اول مرد! اتابک، یکی از بهترین و صمیمی ترین دوستای منه… تمام خصوصیات ظاهری، رفتاریش برداشتی از شخصیت اتابک دوست صمیمیمه! بهانه، شخصیت مقابل اتابک، یه دختره از جنس همه ی دخترای دور و برمون! تو یه دوره ی حساس قرار داره و به شدت مودیه! هی حال و هواش عوض میشه! ثبات شخصیتی نداره یه جورایی! شبنم، یه از دماغ فیل افتاده ایه که خدا داند و بس! حسام، یه پسره، از نسل همه ی پسرای شیطون و بازیگوش! شخصیتای حاشیه ایه داستان هم تقریبا واقعین! …
نویسنده: سید آوید محتشم

دانلود رمان سلفی دردسر ساز

خلاصه: ماهی خجسته، استاد دانشکده هنر، یه زن جدی و مبادی ادابه ! توی کارش نمره ی اول و خیلی ها دوست دارن کنارش باشن اما دیوار دورش، برای بعضیا زیادی بلنده ! همه چیز برای ماهی عادی پیش می ره تا این که یک سلفی، برای اون و چند تا از دانشجوهاش، دردسر درست می کنه! دردسری که تا پای مرگ پیش می رن … اما عجیب تر و مهم تر از همه ی دردسر های عجیب و غریب، زلزله ای هست که توی قلب ماهی پیش می یاد … حسی که با اون، ماهی قراره روزای آینده شو بسازه …
نویسنده: سارا اعتماد

دانلود رمان واحد روبرویی از شیوا بادی

خلاصه: داستان درباره ى زندگی یه دخترو پسره.. دو نفر آدم عادى که زندگى اونهارو سر راه هم قرار میده.. دو نفر از دو دنیاى مختلف.. از دو شهر مختلف و با عقاید مختلف.. دونفر که تقدیر اونها با هم بودنه.. داستان از زبان هر دو نفر هست.. هم دختر و هم پسر.. دختر تنهاست و فقط خدا رو داره و پسر به ظاهر تنها نیست اما در باطن از همه تنها تره! ببینیم تقدیر چطورى این دو نفرو سر راه هم قرار میده و چى میشه!
نویسنده: شیوا بادی

دانلود رمان غزال عشق

خلاصه: تو روغزال عشق خطاب میکنم دخترم,چرا که لحظه لحظه دیدنت برای من پر از خاطره است خاطره هایی تلخ و شیرین وقتی بعد از سالیان دراز اول بار دیدمت وقتی در اسمان چشمانت خیره شدم انگار مردی با عظمتش دوباره روبه روی من ایستاده بود می خواهم برای تو از سال های دور بنویسم از لحظه های زیبای زندگی ام از ثانیه های تلخ زندگی ام …از او و از تمام روز های زندگی کنار او..تو مرا به گذشته ها بردی و برایم دوباره جلال را زنده کردی…خوب تو رو احساس میکردم وقتی برایت ارقام و فرمول ها را روی کاغذ می نوشتم حس میکردم چشمانت هیچ نمیبینند..فهمیدم تو برای اموختن و یاد گرفتن نیامدی دانستم تو میخواهی از من بدانی این بود که در همان روزهای سخت تصمیم گرفتم همه چیز را برایت به رشته ی تحریر در اوردم
نویسنده: عاطفه میاندره(مهربان)

دانلود رمان عشق و انتقام

خلاصه: عشق و انتقام داستان زندگی زهرا از سال های دور تا زمانی نزدیک به حاله. داستانی از شرایط سخت زهرا در محیطی کاملا بسته و سوالهای بزرگ بی جوابی در فکر زهرا . که با تلاش زهرا برای فهمیدن جواب سوالهاش زندگی خیلیها در اطراف اون محول میشه . داستان نشون میده که واقعیت میتونه خیلی دورتر از اون چیزی باشه که در نگاه اول بنظر میرسه و ماه همیشه پشت ابر باقی نخواهد ماند…
نویسنده: m.sheibani

رمان عبور از غبار از نیلا

خلاصه: گاهی وقتا اون چیزایی رو از دست می دیم که همیشه کنارمون بوده.... و گاهی هم ساده ساده خودمونو درگیر چیزایی می کنیم که اصلا ارزششو ندارن و بود و نبودشون توی زندگی به چشم نمیان . و چه خوب بود که قبل از نابود شدنمون توی گرداب زندگی می فهمیدیم که داریم چیا رو از دست می دیم و چه چیزایی را به جاش به دست می یاریم...
نویسنده: نیلا

دانلود رمان زیر باران از زهرا ارجمندنیا

خلاصه: توی جمعی که نشستیم دیگه هیشکی غم نداره… هرکی با یارش نشسته هیچ کسی غصه نداره… ماواسه نامهربونا… اینجا هیج جایی نداریم.. هرکی دل بشکنه اینجا.. دیگه باش کاری نداریم..
نویسنده: زهرا ارجمندنیا

دانلود رمان خشت و آینه از بهاره حسنی

خلاصه: پزشکی بنام بهجت الزمان فخرالدینی ، پزشکی که تمام وجودش را خرج خدمت به اجتماع کرده . به واسطه کارش تمام عمرش را با کودکان و جوانان در ارتباط بوده . ولی با تمام شناختی که نسبت به ککودکان و نوجوانان دارد در درک و شناخت دختر خود آذر ، ناموفق مانده . آذر روز به روز بزرگتر میشه و فاصله اون پدرش هر روز بیشتر و بیشتر میشه
نویسنده: بهاره حسنی

دانلود رمان عشق فلفلی

خلاصه: دختری به نام تیام……دختری در سال سوم دبیرستان……..از لحاظ ظاهری متوسط ولی از لحاظ باطنی محشر….غرق در درس و بحث …….تا اینکه شاهزاده رویاهای هر دختری از راه میرسه…ولی تیام خانم چشم وگوشش اونقدر بسته بوده که شاهزاده رو نمیبینه ….شاهزاده هم چشمش باز و فقط قیافه رو میبینه و اخلاق رو نمیبینه تا اینکه…
نویسنده: پانی مقدم
صفحه 10 از 35...89101112...2030...
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید