X
رمان میثاق

آغاز پیش فروش اختصاصی رمان میثاق در انجمن ناول 98

برای حمایت و کمک به نویسنده این رمان رو خریداری کنید 

رمان میثاق جدیدترین و بهترین رمان نوشته شده توسط زینب همتی عضو انجمن ناول 98 می باشد. که روایت زندگی پسری به اسم میثاقه که به دلایلی دختر مورد علاقه اش حکم زن برادرشو پیدا می کنه. میثاق که خیلی از این بابت شکسته می شه، بار سفرو می بنده و از شهر و دیارش برای همیشه می ره اما سرنوشت جور دیگه ای براش رقم می زنه و بعد از سال ها دوباره مجبور می شه برگرده...پایان خوش

👇دانلود و خرید رمان فقط از طریق ربات تلگرام زیر 👇

https://telegram.me/novel98_shop_bot

 

وان شات خیابان عاشقی

خلاصه: کوهیار پسر فقیری بود که عاشق یک دختر از خانواده ثروتمندی شده بود اما به دلایلی مجبور به ترک اون دختر می شه و یک روز می ره سراغ عشقش تا حقایقی رو براش افشا کنه
نویسنده: غزال.آرا

رمان عمر کوتاه خوشبختی من جلد اول

خلاصه: داستان درمورد دختری بحرینی تبار است که وارد ایران میشه و بر حسب اتفاق با خانواده ای اشرافی آشنا میشه و بعد از مدتی یک مثلث عشقی میان او و پسران دوقلویِ این خانواده ایجاد میشه...اما به دلایلی یک سری مشکلات سر راه شخصیت های اصلی داستان قرار میگیره .بعد ازچند سال که این دو تلاش میکنن تا موانع رو بردارن.دست سرنوشت با اتفاقی شوم، همه چیز رو عوض میکنه و ادامه ی داستان. داستانی پُر از اتفاقات تلخ و شیرین..عشق های یک طرفه..نفرت..انتقام..معجزه..و اتفاقاتِ هیجان انگیز در پایان داستان که مخاطب رو سوپرایز خواهد.
نویسنده: مریم .ف (قاصدک بانو)

دانلود رمان تبسم مهتاب

خلاصه: داستان زندگی تبسم شاید شرح حال خیلی‌ها باشه، قربانی خواسته‌ها و انتقام دیگران بودن فقط به تبسم ختم نمیشه. تبسم یه دختر نابیناست که به خاطر نیش و کنایه‌های مادرش، خودش رو در حصار تنهایی‌اش محبوس کرده، در این بین شخصی وارد زندگی‌اش می‌شه که به ظاهر غریبه‌ست، اما همین غریبه از هر آشنایی آشناتره و مسیر تاریک زندگی‌اش رو به سمت روشنایی سوق میده. درد یک پنجره را پنجره‌ها می‌فهمند معنی کور شدن را گره‌ها می‌فهمند سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین قصه‌ی تلخ مرا سرسره‌ها می‌فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند
نویسنده: fakhteh2017

دانلود رمان هم دانشکده ایا (جلد اول)

خلاصه: این رمان درمورد یه دختر شیطون اول ترم دانشگاه حقوق که با دوتا دختر دوست میشه یکی از این دوستاش میخوره به پسر استاد... همون روز میفهمه این پسره دوتا دوست دیگه که نه پسر عمه و پسر عموش هستن خلاصه یه روز که با استاد کل کل میکنه استاد اونو از کلاس میندازه بیرون درهمون حال میبینه که پسر عموی پسره اونجاست و فقط رنگ چشاش عسلی. ......بعد از مدت ها میفهمه که اون پسره و پسر عموه باهم دوقلوهن.و هردو تاشون پسرخاله یکی از اون دختراست.........باید بخونی تا بفهمی حمید چه بلاهایی سر هانیه میاره
نویسنده: فاطمه آقاجانی

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه: رمان در مورد دختریه به اسم غزل که به علت مرگ مادرش سر زا از نظر پدرش قاتل مادرشه دختری که از پدر فقط یه حساب ملیاردی و یه شرکت بزرگ به ارث رسیده..... ولی مسیر زندگی جوری پیش میره که  باعث میشه  غزل  هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه...
نویسنده: کیمیا صباغ، محدثه صبوری

دانلود رمان دست سرنوشت من

خلاصه: کسی هرگز نمی داند چه سازی میزند فردا چه میدانی تواز امروزچه میدانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که فرداقصه اش فرداست دختری مهربان اما بی پروا وسرکش به اسم بهار پسری مغرور بادلی زخمی به اسم باربد   بادیدگاهها ی مختلف مثل دوخط موازی که دست سرنوشت به طرز ماهرانه ای زندگی جفتشون وتغییر میده ..‌..
نویسنده: سمیرا نظری

دانلود رمان فرشته ی مرگ

خلاصه: قصه ی این رمان عاشقی تو یک نگاه یا ازدواج زوریو بعد عشق یا مدلای دیگه نیست این داستان دختریه که برای گرفتن حقش از کسی که تمام زندگیشو نابود کرده تبدیل به یه فرشته ی مرگ شده...
نویسنده: نیلوفر صبوری

دانلود رمان دختر دریا

خلاصه: دختری از جنس دریا،درونش پر از آرامش. ولی وجودش را پر از تلاطم می کنند. داستان دختری که با پسرداییش نامزد میکنه . طی یک حادثه ساختگی این پسر از زندگیه دختر قصمون خارج میشه و دریا به دنبال واقعیته ماجراست. توی این راه دوست صمیمیش و دایی دوستش بهش کمک می کنن تا سوالات توی ذهن دریا جواب داده بشه.
نویسنده: fatemeh_noo

دانلود رمان النا از رها

خلاصه: دخترزیباومغروری که فکر میکنه هیچوقت عاشق نمیشه ولی بازی سرنوشت اونوبه جاهایی میکشونه که حتی فکرشم نمیکنه! اماسرانجام این داستان چی میشه؟ درمسیر پرفراز و نشیب عشق ..
نویسنده: رها

دانلود رمان کوچه های بی کسی

خلاصه: خیلی وقتا خیلی جاها دوست داری یه گوشه از خاطراتت رو برداری و بندازی دور کوچک ترین خاطره ای از بین زندگیت که گوشه ی ذهنت جا خوش کرده. یه خاطره ی کثیف. که آتیشش تمام زندگیتو بسوزونه. و هنوز اون آتیش تو زندگی من خاموش نشده داره تمام وجودم رو به آتیش میکشونه. و من هنوز دارم با اون خاطره زندگی میکنم. کاش بعضی از خاطره ها از ذهنت پاک بشن فقط نیاز دارم به یه پاک کن  یه دفتر سفید یه زندگی جدید یا شاید یه فراموشی ابدی
نویسنده: کیانا و شادی
صفحه 1 از 212
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید