X

دانلود رمان برگ زرد پاییزی

خلاصه: داستان راجبه زنی به نام دلرباست که فوبیا به انسان ها داره و توی بیمارستان اعصاب و روان بستریه... دقیقا زمانی که هیچ کس امیدی به بهبود دلربا نداشت، تیام که یه پسر دانشجوی روانشناسیِ، وارد زندگیِ دلربا می شه پایان خوش
نویسنده: بهناز گرگانی

رمان پدر خوب از دختر خورشید

خلاصه: در مسیر زندگی یکنواختش حرکت میکنه … منتظر یک حادثه ی عجیب الوقوع نیست اما از یکنواختی خسته شده .. روی پای خودشه..مستقله…عقاید محکمی داره… پای عقایدش می ایسته … و در این راه سعی میکنه تا به خیلی ها بفهمونه یک دختر، یک زن، یک بانو ،یک خانم … میتونه تنهایی نجابت و شرافتشو حفظ کنه … باور هاشو به شدت باور داره … و کم کم در گذر زمان طعم عشقی ناخوانده رو تجربه میکنه که اصلا منتظرش نیست … !!!
نویسنده: دختر خورشید

رمان دردم از دختر خورشید

خلاصه: این داستان برداشتی آزاد از وقایع یک زندگی است و ماجراهایی که اشخاص در آن تجربه میکنند برداشتی از حقایق یک زندگی می باشد. داستانی است از زندگی آدم هایی که احتمالا وجود دارند، من آنها را واقعی می پندارم و مطمئنم در گوشه ای از دنیا بدون شناخت از منی که آنها را مینویسم زندگی میکنند! با تمام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند و برای بقا تلاش میکنند عادت میکنند، عاشق میشوند ، تجربه میکنند، متنفر میشوند ، دوست میدارند و میبخشند!!! آنها زندگی میکنند… میخواهم از زندگی بنویسم! اگر روزی روزگاری آنها را دیدید ، سلام من را به آنها برسانید… ! در دو مفهومِ : دردِ من و در لحظه به کاربرده شده است.
نویسنده: دختر خورشید

رمان شیرینی شیدایی

خلاصه: گاهی اوقات ادم شکست می خوره تو زندگی…اما هر شکستی نشونه ی تموم شدن زندگی نیست . نشونه ی نابود شدن آرزو ها نیست . گاهی شکست می خوری و بلند میشی . بلند میشی و قوی تر از گذشته برای زنده بودن می جنگی . برای تمام داشته ها و نداشته هات میجنگی…گاهی اوقات یه حسی نمی ذاره تو شکست رو قبول کنی . یه حسیه که نابه و دوست داشتنیه…
نویسنده: بهارک مقدم

رمان سرگشته ی ناز از ملیحه جلیلاوی

خلاصه: نازلی تبریزی دختریست درد کشیده با بازگشت غریبه ای آشنا به زندگی تاریکش این تاریکی فزونی می یابد و گذشته ی همیشه مجسم برای نازلی قصه مجسم تر می شود. حال این بازگشت قرار است پیامدهایی به دنبال داشته باشد..! پیامدهایی از تلخی و شیرینی.. از غم و شادی.. از عشق و عشق و در آخر عشق…!
نویسنده: ملیحه جلیلاوی

رمان اقیانوس خورشید

خلاصه: دختری تنها پس از سالها به خانه خانواده ی پدری اش می رود و به واسطه این نقل مکان ، او وارد زندگی مرموز یک نوازنده می شود . همه چیز به ظاهر خوب و آرام است تا زمانی که ... و زندگی ها در هم گره می خورد…
نویسنده: هستی.ق

رمان پرستش از سحر بانو

خلاصه: تو تاریکی که دست و پا میزنم..به هیچی نمیرسم.. جز همون سیاهی و سیاهی و ترس..ترس از تاریکی..دنیای من سیاه.. واسه اینکه نترسم..به هرچیزی که سر راهم باشه چنگ میزنم..هر چیزی..حتی یه قلب سنگی..حتی اگه اون قلب سنگی واسه من دردسر بشه..حتی اگه اون یه تیکه سنگ تو سینه یه مرد مغرور باشه..من بهش چنگ میزنم.. من..پرستش..اون قلب سنگی رو …نرمش میکنم..حتی اگه...
نویسنده: سحر بانو۶۹

رمان سوخته دامانم

خلاصه: سمن چند ساله که با کلی عشق و محبت دو طرفه با قادر ازدواج کرده ولی خدا صلاح ندونسته تا حالا بچه دار بشه . همه بهش انگ میچسبونن که نازاست که بچه اش نمیشه . سمن دلش پر از غصه است … صفحه اول رمان : نیمی از صورتش سوخته بود ..سوخته که نه مچاله بود ..پوست تیره وسبزه اش مثل یه تیکه چرم بهم پیچیده بود ودل اشوبه ام رو بیشتر میکرد .. گونه اش... فکش ..حتی پوست محکم گردنش ..ترسناک بود ...ترسناک که نه ..عذاب اور بود .. شونه های پهن ..قدبلند بود ودرشت ..به شدت شبیه به قیصرهای ده های چهل وپنجاه ...
نویسنده: moon shine

رمان لالایی بیداری از آرام رضایی

خلاصه: داستان در مورد یه دختره شایدم بیشتر از یه دختر یه خانواده یا یه محله.خونه ی این دختر تو طرح شهرداری برای ساخت بزرگراه قرار می گیره و در نتیجه کل محل باید اونجا رو تخلیه کنن. اما بعد این همه سال مثل یه خانواده شدن.اونقدر نزدیک که دور بودنشون از هم سخته. و این میشه که تصمیم می گیرن با پول فروش خونه یه آپارتمان ۱۰ واحدی چند محله بالاتر بگیرن که همه بتونن با هم باشن و باز هم همسایه و داستان از این خونه شروع میشه از یه واحد خالی مونده که یه همسایه جدید واردش میشه…
نویسنده: آرام رضایی

رمان دالیت از نیلوفر قائمی فر

خلاصه: این رمان مثل سایر رمان هام از ژانرهای شخصیت هایی که به یه نوع اختلال عامیانه که معمولا تو جامعه به شکل یه انسان عادی ولی مشکل دار زندگی میکنن انتخاب شده که لازم به ذکره که خیلی از دخترا هستن که در خونواده دچار این موقعیت هستند و علت اصلی نوشتن این رمان ؛بیان سرنوشت دختریه که در این موقعیت هست و تصمیمی میگیرد که اونو تبدیل به یه دالیت میکنه حالا چرا دالیت ؟ چرا بهش میگن تو یه دالیتی؟نه میره هند،نه بد کاره میشه نه….خیلی از حدسیات دیگه …پایان خوش
نویسنده: نیلوفر قائمی فر

رمان اگه بدونی

خلاصه: درباره ی یه دختر که از یه خانواده متوسطه … دختری که بخاطر زندگی پدرش زندگی خودشو تباه میکنه!!…. پدر سوگند قصه ما که یه راننده تاکسی سادست به جرم قتل محکوم به اعدام میشه در این بین پسر مقتول شرطی میذاره که این خانواده به کلی متعجب میشن!! ….پایان خوش
نویسنده: niloo j0on
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید