X

🎉 افتتاح انجمن ناول 98 🎉

😍 سایت انجمن ناول 98 راه اندازی شد 😍

کاربران عزیز می توانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام در انجمن ناول 98 کنید

مشاهده انجمن ثبت نام

رمان آنلاین آقای هنرپیشه زینب ایلخانی

خلاصه: مرضيه از ساغر شكسته اش به ساقى شكايت ميكند و من زل زده ام به كشتى كه به گمانم آخرين ميهمان دريا براى امروز باشد، كشتى كه رفته است شكار خورشيد ، خورشيدى كه خودش را به دريا چسبانده و شايد... گوشى ام نفس هاى آخرش را ميكشد، شارژ تمام ميكند و مرضيه هم زبانش بسته ميشود. آخرين قطره اشك روى لبم جا مانده ، كامم شور ميشود مثل دريا و من نميدانم اين درياى بيچاره نگران كيست كه اينقدر در دلش هميشه شور افتاده است؟! حالم خوب نشده ! به مريم گفته بودم ، آرامش جزيره و آبى فيروزه اى خليج فارس هم براى آشفته بازار حال من نميتوانند كارى كنند؛ آدرس و كليد و بليط را يكجا و با اصرار در كيفم كرد، گفتم: _ مريم جان، مامان راضى نميشه بياد! نياد هم بابا نميزاره برم
نویسنده: زینب ایلخانی
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید