X

رمان مغرور زیبا اثر آیسان آورند

خلاصه: از دشمن خونی تا عاشق و مجنون، جالب نیست؟من برای تو از‌ غرورم گذشتم و تو همه‌ی عشقت را نسیبم کردی... عشق ما افسانه‌ای‌ست که فقط خودمان از آن خبرداریم... من، مغرور زیبا، دختری که عاشق نمی‌شد... تو، پسری از جنس شیطنت، کسی که به راحتی دل نمی بست... حالا شدیم یک روح در دو بدن... "عشق" چه کرد با "من" و "تو"‌، حالا شدیم "ما"
نویسنده: آیسان آورند
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید