دانلود رمان ویدیا از فریده بانو

خلاصه: با صدای هلهله ی آدینه سر خدمتکار خونه عصبی از خواب پا شدم دستی به موهای لخت بلندم کشیدم و با همون لبای خواب بلندم پا برهنه از اتاق بیرون اومدم از نرده های طبقه بالا آویزون شدم موهای بلندم روی هوا معلق شد با صدای خشداری گفتم:آدینه چه خبره کله سحر بابا بذار بخوابم صدای مهربون آدینه بلند شد_خواب چیه خانوم جان باید هلهله کنی از پله ها پایین رفتم_باز چی شده؟؟ مامان اینا کجان؟ آدینه سری تکون داد
نویسنده: فریده بانو
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید