رمان سارنیا از افسون سرگشته

خلاصه: سارنیا دختریه مثل همه ما … منتهی یه چیزی محدودش کرده … چیزی که خیلی به چشم میادو همه اونو پست میشمرن … اون مجبورِ برای امرار معاش خَدَمگی کنه … توی خونه ای که پدرش سالها باغبونش بوده و بعد از مرگ مادرش کارای خونه رو دوش سارنیا افتاده … مشکلاتش از جایی شروع میشه که صاحبخونه به همراه دختراش تصمیم میگیرن برای مدتی به خونش برگردن … دخترایی که لحظه ای دست از تمسخر سارنیا برنمیدارن و مدام بهش میخندن … تااینکه دیگه تحملش سخت میشه و تصمیم میگیره ادبشون کنه اما اتفاقی میفته که کنترلش خارج از دست سارنیاست واون اینه که.......
نویسنده: افسون سرگشته
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید