رمان پدر خوب از دختر خورشید

خلاصه: در مسیر زندگی یکنواختش حرکت میکنه … منتظر یک حادثه ی عجیب الوقوع نیست اما از یکنواختی خسته شده .. روی پای خودشه..مستقله…عقاید محکمی داره… پای عقایدش می ایسته … و در این راه سعی میکنه تا به خیلی ها بفهمونه یک دختر، یک زن، یک بانو ،یک خانم … میتونه تنهایی نجابت و شرافتشو حفظ کنه … باور هاشو به شدت باور داره … و کم کم در گذر زمان طعم عشقی ناخوانده رو تجربه میکنه که اصلا منتظرش نیست … !!!
نویسنده: دختر خورشید
صفحه 1 از 11