X

رمان اگرچه اجبار بود

خلاصه: همه چیز برای من یک بازی بود.. یک بازی تلخ و اجباری..اصلاً نمیدونستم با این بازی چی به سر خودم و اون بیچاره میاد..فقط برام آبروی بابام مهم بود..اما اون بیچاره..!! تقصیری نداشت..
نویسنده: nazi nazi
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید