X

رمان خلوت شبهای تنهایی

خلاصه: من و ظریفه با رسیدن بهار و شکوفایی طبیعت به عقد یکدیگر در آمدیم و زندگی مشترک خود را آغاز کردیم . یک روز دفتر خلوت شبها را در اوج نا امیدی آغاز کردم و اینک با هزاران امید و آرزو ، به این که ساحل نشستگان چشم به دریا داشته باشند تا به موقع برای نجات غریقی اقدام کنند این دفتر را به پایان می برم . مسلول نا امید دیروز و سالمت یافته امروز
نویسنده: فهیمه رحیمی
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید