X

داستان کوتاه هیاهوی دلدادگی

خلاصه: نبش قبر می کنم..  دلدادگی ای را که به سوی دلزدگی روانه است. بغض می خرم و اشک هدیه میکنم.... بی رمق می شوم وشرم تحفه أم می شود... دست می کشم بر؛تب وتاب دلدادگی ای که هیاهویش بیشتر از قربان صدقه أش است... صدحیف که گرد اتهام آهنگ جدایی می خواند؛ برای "تو... برای" من... برای این "هیاهوی دلدادگی..."
نویسنده: مژگان رضایی راد
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید