X

دانلود رمان اشک ستاره

خلاصه: با این که غروب نزدیک است و تا ساعتی دیگر همسر و فرزندم مثل دو آدم قحطی زده به خانه می آیند و طلب غذا می کنند ، اما دوست دارم به هنگام آماده کردن غذا زندگی ام را برایتان شرح دهم شاید سرگذشت من درس عبرتی گردد برای آن کسانی که هنوز توانایی های خود را کشف نکرده و خود را بی هنر و بی استعداد قلمداد می کنند . بگذارید بعد از درست کردن شام زندگی ام را شرح دهم چون راستش الان تمام هوش و حواسم توی زمین فوتبال است و می خواهم بدانم کدام تیم بالاخره پیروز می شود .
نویسنده: فهیمه رحیمی
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید