رمان سیمرغ

خلاصه: نیلوفر بهرامی… دختری ساده ولی خودساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده ی جدیدی بسازه. آینده ای که آمیخته با اهداف و آرزوهاشه! به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگیه توش نداره. غافل از اینکه همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بدِ زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم میزنه! درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ سیمرغ رو رقم میزنه! …پایان خوش
نویسنده: m.medya

رمان آقایی که اون باشه

خلاصه: آقایی که ایشون باشه معلومه چی در میاد یه مرد پولدار و از خود راضی،البته از چشم هاش می‌شه حس کرد که مرد مهربون و با احساسیه. اما اینقدر تو ناز و نعمت بزرگ شده، اینا براش کمرنگ شدن ! اگه من پزشک شخصی ایشونم دوباره اینا رو یادش میارم! توجه: این رمان ارباب و برده ای نیست. تنها روایتی ساده و تخیلی از زندگی پولدارترین پسر تهران و یه پزشک هست که از گذشته سرنوشت شون به هم گره خورده!
نویسنده: Yektay ashegh و ali.radpoor

رمان بادیگارد اجباری

خلاصه: رمان من درمورد یه آقای پلیس مغرور و یه خانم نویسنده شیطونه که این آقای پلیس ما بنا به دلایلی مجبور میشه بادیگارد این خانم نویسنده بشه و این خانم نویسنده ناخواسته این آقای پلیسو مجبور به کارایی میکنه که واسه آقای پلیس تصورشم وحشتناکه...
نویسنده: فائزه بهشتی راد

دانلود رمان اسطوره

خلاصه: اسطوره عنوان رمان عاشقانه ای است که در آن شاداب شخصیت اصلی داستان، دختری عاشق، عاشق مردی درد کشیده، مردی که حتی او را نمی شناسد، شاداب اما عاشق دیاکو شده. شاداب به تامین مخارج زندگی و زندگی کم بضاعت خود جویای کار می شود. سرانجام شاداب به عنوان منشی دیاکو در شرکتش استخدام می شود.
نویسنده: پگاه

دانلود رمان طلوع سیاه

خلاصه: خاطره فقیه ، دختری با خلق و خویی یکرنگ و بی ریا ،که بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه برای رسیدن به خواسته های جوانی اش مطابق عادت همه چیز را با چرتکه عقل و جوانی اش محاسبه میکند و تمام دو دوتا چهارتایی هایش او را پرستار پیرزنی بیمار میکند که چهار فرزند پسر دارد..قصه، قصه دلدادگی پرستار و ارباب نیست اما ورودش به منزل طلعت اسفندیاری ، بیوۀ تاجر فرش - محمود اسفندیاری - شاید طلوع زندگی اش باشد اما به سیاهی غروب..و یا شاید طلوعی باشد از دل غروب..هر چه هست داستان زندگی من و شماست ؛ زندگی آنها و اینها...تفاوتمان در تفاوت انتخابهایمان است و بس!
نویسنده: پ.غفاری

رمان جان و شوکران

خلاصه: رمان عاشقانه جان و شوکران به نویسندگی بهاره حسنی در باره سونا پیرزاد که دانشجوی هتل داری در قشم است می باشد، شبانه و با تلفنی که به او می شود به تهران بر می گردد. جایی که برای او آبستن حوادثی است که این داستان را شکل خواهد داد. داستانی درباره زخم ها و مرهم ها، کینه ها و بخشش ها، درد ها و درمان ها... شوکران گیاهی است سمی. بیخ و ری شه آن سمی است. ولی در عین حال، برای تسکین دردهای سرطانی دارویست مفید.
نویسنده: بهاره حسنی

رمان خاطرات گمشده طرلان

خلاصه: رمان خاطرات گمشده طرلان به نویسندگی خانم مشتاق در مورد دختریست که بخاطر تصادف حافظه اش را از دست داده و حالا با پیرمرد و پیرزنی زندگی می کند که ادعا می کنند از اقوامش هستند ولی طرلان بعدها متوجه می شود که...
نویسنده:  الهه مشتاق

رمان زندگی همچنان در جریانه

خلاصه: سرگذشت دختری به نام ترگل که بخاطر شرایط نا بسامان خانوادگی مجبور به ترک خونه وشهرش میشه .اما اتفاقاتی براش رقم میخوره که تو برهه ای از زندگیش درمونده تر از همیشه میشه اما اگه با هرسقوطی زندگی معنی خودش واز دست میداد که هیچ سراغازی برای خوشبختی نبود....
نویسنده:  سمیرا نظری

دانلود رمان الهه شرقی

خلاصه: تمام اندامش به شدت می لرزید، حتی با فشار دندانهایش نمی توانست لرزش محسوس لبهایش را مهار کند. انعکاس کلمه ی ((برگشته)) همچنان در مغزش می پیچید و سرش را به دوران می انداخت. به زحمت بر خود مسلط شد و آرام و لرزان به سوی اتاقش رفت، در را گشود و خود را بر روی تخت انداخت. چشمهایش را چندین بار باز و بسته کرد. او واقعاً در اتاقش بود. نه خواب بود و نه خیال و جمله ای که شاید بارها در عالم واقع می شنید (( یعنی واقعاً او برگشته بود؟)) هر جند نمی توانست باور کند ولی حقیقت داست. او بالاخره بازگشته بود،اما چرا حالا؟ و آیا این بازگشت آن گونه که پیش از اینها تصورش را می کرد او را خوشحال می نمود؟ مدتها بود که دیگر انتظارش را نمی کشید. شاید درست از همان اولین روزی که رفته بود؟ اما اکنون این بازگشت ناگهانی و غیر مترقبه، چون زلزله ای آرامش شیرین زندگیش را بار دیگر به ویرانی می کشید و این آغاز فصل جدیدی بود که پایانش ناپیدا بود و مه آلود.
نویسنده: رویا خسرونجدی

دانلود رمان زیتون

خلاصه: داستان زیتون..راجع به یه دختره بسیار محکم و با اراده و موفقه..که برای آجر به آجر زندگیش تمام تلاشش رو کرده… کمال طلبه…دنیا دیده است… واینکه داخل داستان مرتبا در حاله مرور خاطراتشه..خاطراتی که نشون می ده که چه طور به موقعیتی که الان هست رسیده…
نویسنده: الن
صفحه 1 از 512345
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید