دانلود رمان شهربازی

خلاصه: این دنیا مثله شهربازی میمونه یه عده وارد بازی میشن و یه عده بازی ها رو هدایت میکنن یه عده هم بازی های جدید طراحی میکنن، این میون یه عده بازی می خورن و حالشون بد میشه و یه عده سرخوش از هیجانات کاذبی که بهشون دست داده بلند بلند می خندن و حتی به اونهایی که بد حالن نگاه هم نمی کنن. دختر قصه ی ما تو این شهربازی بازیچه ی دست مردان مهم و عزیز زندگیش میشه و تو همین بازی ها کم کم بزرگ میشه…
نویسنده: aliium

رمان نفست میشوم ولی اجباری

خلاصه: داستان در مورد دختریه که به خاطر بی اعتمادی مجبور به ازدواج اجباری میشه؛ فرقش با داستانای دیگ اینه که با یه غریبه ازدواج نمیکنه که بخواد عاشقش شه… بلکه با عشقش ازدواج میکنه که فک میکنه بهش خیانت شده و به دختره بی اعتماده... همچنین یه عالم اتفاقات قشنگ دیگه هم این بین میافته که توصیه میکنم خودتون بخونید...
نویسنده: سحر زکریایی

دانلود رمان قمار سرنوشت جلد دوم

خلاصه: داستان راجب دختری به اسم سوگله که تو یه قمار خونه که مال نامادریشه کار میکنه…مشکلاتی این وسط گریبان این دختر تنها رو میگیره و سرنوشت راهی رو جلوش میذاره که.. این رمان ادامه رمان میباشد که در طی ان یکسری اتفاقات می افتد...
نویسنده: قمار سرنوشت

دانلود رمان اعجاز تنها همین یک بار

خلاصه: داستان در مورد زندگی سه نفره… یک دختر و دو مرد. آدم هایی کاملا معمولی… یک دختر مثل همه ی دختر های دیگه که مشکلات خاص خودشو داره و تقدیر در مقابلش سختی های زیادی رو قرار میده… در مورد یه مرد که به خاطر زندگی و خونوادش میجنگه و هیچ وقت تسلیم نمیشه… در مورد مردی دیگر با گذشته ای مجهول… دو مرد که در مهم ترین لحظه، زندگیشون بهم گره میخوره… دو برادر از دو دنیای متفاوت… و چندین نفر دیگه…
نویسنده: پریا افزا

دانلود رمان چه خوبه عاشقی apk,pdf,epub

خلاصه: من دخترک ساده دلی بودم بیگانه با عشق…من محبت را آموخته بودم… من با تو عاشق شدم… باتو پروانگی کردم..من با تو بانو شدم و پر شدم از ظرافت های زنانه… من ناز کردن را با تو آموختم…تو…تویی که مظهر صداقت بودی… تو که لبخند بودی در زندگی خشکی زده ی من… من با تو عاشقی کردم…من کنارت بزرگ شدم‌ و پر و بال گرفتم.. .با تو همه چیز خوب است…با تو جهنم هم زیباست.. کنارت حالم خوب است …به راستی که چه خوب است عاشقی
نویسنده: زهرا ارجمندنیا

دانلود رمان غزل واره های دلم

خلاصه: بهار یه زمانی گل سر سبد دانشکده اشون بوده کسی که کلی هواخواه داشته اما میون این همه هواخواه چشم بهار به دنبال گل پسر دانشکده اشونِ عرفان مستوفی رادمرد چشم و چراغ دانشکده ست… بهار و عرفان تو یه روز خیلی قشنگ با هم ازدواج می کنند اما بهار تازه اونجاست که می فهمه زندگی به قشنگی داستان شاه پریون نیست ، سختی داره و محنت… دقیقا تو همین روزهاست که بهار جا میزنه وعرفان می مونه و زخم هایی که از بهار و نااهلیش خورده.. حالا سالها از اون روزهای رنگین و در عین حال پر درد گذشته؛ بهار بدجوری پشیمونه و دلش میخواد که دوباره با عرفان باشه و ازش طلب حلالیت کنه اما عرفان دیگه عرفان سابق نیست عرفان این روزها پر عقده و کینه است
نویسنده: Moon Shine & Parmisa65

دانلود رمان کینه ی عشق

خلاصه: داستان با یه دروغ شروع میشه…..دختره قصه ی ما یه دختر ساده و تنهاس با یه زندگی پیچیده…. این دختر دروغ میگه و صحنه می سازه و وارد یه خونه که نه…وارد یه قصر میشه… یه قصر طلایی…عاشق پسر اون خونه میشه… و درست تو لحظه ای که همه چیز بر وفق مرادشه یه طوفان همه چیز رو نابود می کنه…. می تونه دووم بیاره؟!می تونه به زندگی تو اون قصر ادامه بده؟!
نویسنده: بیتا تقوی

دانلود رمان تب دستات از فروزان ۷۰

خلاصه: رمان تب دستات در مورد زندگی زنی به اسم ثناست که دست تقدیر اون رو درمسیر کسی قرار میده که در کنارش احساس زندگی دوباره میکنه…ثنا زن ۲۸ساله که پس از مرگ همسری که ازش منتفر بوده وارث ثروت فراوانی میشه،اما ثنا با وجود ثروت فراوان به شدت افسرده وغمگینه و در تمام عمرش در سوگ عشق نوجوانیش باقی میمونه… گذر زمان بهش ثابت میکنه که تقدیرش در کنار کس دیگه ای رقم خورده وتسلیم این تقدیر زیبا میشه…پایان خوش…
نویسنده: فروزان ۷۰

دانلود رمان دختر شمالی از فاطمه ایمانی (لیلین)

خلاصه: لاله دختری تحصیلکرده است که با پدربزرگش تویکی از روستاهای گیلان زندگی میکنه با گذشته و پدری که از هردوشون متنفره.در حالیکه منتظره نتایج کنکور ارشد هست با خواستگاریه نوید که یکی از اقوام دورشه روبرو میشه. نوید پسری معمولی اما با خصوصیات اخلاقی وروحی خاصیه و البته گذشته ای که هنوزم باهاش درگیره.که بااین ازدواج مسیر زندگی هردوتاشون عوض میشه…
نویسنده: فاطمه ایمانی (لیلین)

دانلود رمان خشت و آینه از بهاره حسنی

خلاصه: پزشکی بنام بهجت الزمان فخرالدینی ، پزشکی که تمام وجودش را خرج خدمت به اجتماع کرده . به واسطه کارش تمام عمرش را با کودکان و جوانان در ارتباط بوده . ولی با تمام شناختی که نسبت به ککودکان و نوجوانان دارد در درک و شناخت دختر خود آذر ، ناموفق مانده . آذر روز به روز بزرگتر میشه و فاصله اون پدرش هر روز بیشتر و بیشتر میشه
نویسنده: بهاره حسنی
صفحه 1 از 1112345...10...
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید