X

دانلود رمان طلسم چشمهایش

خلاصه: روزی روزگاری در زمان های قدیم،یه شاهزاده مغرور و خود رای بود که بی توجه به مردم کشورش،قصد تصاحب سلطنت پدرش رو داشت...اما غافل از اینکه این کار باعث میشه که.....!!! پایان خوش.
نویسنده: شیرین سعادتی

دانلود رمان دلنواز عشق از مریم پیران

خلاصه: وترانه زندگی می خواند... عشق نسیمی است ملایم و دلنواز؛ّ که در یک صبح دل انگیز بهاری؛ّ شکوفه ها و گلهای رنگارنگ را...ّ میرقصاند...!! دختری از جنس غم... دختری که تو سن نه سالگیش مادرش و از دست میده و از اون به بعد نامادری جای مادرش و میگیره؛ دختر غصه ی ما از سن نه سالگیش به بعد به جای محبت پدر با کینه بزرگ میشه؛و البته تو این ماجرا نامادریش هم بی تقصیر نیست؛ و پسر شکست خورده ی قصه... پسری که روزگار ازش مرد مغرور ساخته؛ حالا سرنوشت این دو شخصیت رمانمون چی میشه؟ آیا پسر قصه که به خودش قول داده دیگه عاشق نشه سر قولش میمونه؟ پایان خوش
نویسنده: مریم پیران

رمان از مونیخ تا مادرید از شکیلا رحمانی

خلاصه: روایت پسری به نام علی در دهه پنجاه که بورسیه میشه به خارج از کشور میره اما قبل رفتن به اصرار مادرش به خواستگاری دختری میره چندان میلی به ازدواج نداره ، با قول قرارهایی به مادرش ، و خانواده دختر به خارج از کشور برای تحصیل میره که براش ماجراهای زیادی اتفاق میفته...
نویسنده: شکیلا رحمانی

رمان شبیه یک مرداب نوشته ساحل زندی

خلاصه: بی شک،همه با جمله برای بهترین برنامه ریزی کن و برای بدترین آماده باش آشنایی دارن. تارا گریفین،دختر نوزده سال اهل کارولینا،با کلی رویاهای دور و دراز و یه عشق تموم نشده و دنیایی از مشکلات مالی که سر راهشه،تصمیم میگیره برای ادامه تحصیلاتش به کانادا بره اما هیچوقت اوضاع طوری پیش نمیره که برنامه ریزی کرده بود...
نویسنده: ساحل زندی

رمان آواز چکاوک از غریبه

خلاصه: داستان درمورد دختریه که یه چیزایی رو در مورد زندگیش می فهمه…از گذشتش فاصله می گیره و با اتفاقای جدیدی روبرو میشه… در این میان آبتین کهمجبور با نقشه به چکاوک نزدیک میشه اما….پایان خوش
نویسنده: غریبه…

رمان زندگی خصوصی

خلاصه: زندگی خصوصی داستان زندگی مردی رو روایت میکنه که با همه فراز و نشیب ها ، مردیه که مرد خانوادست ، پدر خانوادهست ، هرچند گاهی درگیر زندگی خصوصی خودش میشه ..
نویسنده: منا معیری

رمان تقابل از الف کلانتری

خلاصه: داوود با قدم هایی خسته و دلی شکسته، به دنبال راهی برای التیام دردی ست که به جانش افتاد. قصه ی غصه هایش از او مرد سرسختی ساخت که با دنیا هم سر جنگ داشت و این بین، به ازای سوختن عزیزترینش؛ عزیزترین دیگری را سوزاند به شعله ی انتقام...   پایان خوش
نویسنده: الف کلانتری

رمان اگرچه اجبار بود

خلاصه: همه چیز برای من یک بازی بود.. یک بازی تلخ و اجباری..اصلاً نمیدونستم با این بازی چی به سر خودم و اون بیچاره میاد..فقط برام آبروی بابام مهم بود..اما اون بیچاره..!! تقصیری نداشت..
نویسنده: nazi nazi
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید