X

رمان عبور از غبار از نیلا

خلاصه: گاهی وقتا اون چیزایی رو از دست می دیم که همیشه کنارمون بوده.... و گاهی هم ساده ساده خودمونو درگیر چیزایی می کنیم که اصلا ارزششو ندارن و بود و نبودشون توی زندگی به چشم نمیان . و چه خوب بود که قبل از نابود شدنمون توی گرداب زندگی می فهمیدیم که داریم چیا رو از دست می دیم و چه چیزایی را به جاش به دست می یاریم...
نویسنده: نیلا

دانلود رمان چهار تفنگدار ۲

خلاصه: چهار تا پسر از دوره ی اول دبیرستان با هم دوست می شن و این دوستی بینشون این قدر بی مثال و یک رنگ بوده که به چهار تفنگدار ملقب می شن! بعد از مدتی که به خاطر درس و مشغله های زندگی از هم دور افتاده بودن، تصمیم می گیرن با یه مسافرت دو روزه، دوباره جمعشون رو برقرار کنن؛ اما با دیدن صحنه ی جابه جایی یک محموله قاچاق، توی یه تعقیب و گریز با آدمهای قاچاقچی، تصادف می کنن و این تصادف باعث مرگ اهورا می شه و البته قصه ی عشق سیاوش و ارغوان (خواهر اهورا) که به بن بست جدایی می رسه.
نویسنده: سارا اعتماد

دانلود رمان دلنیای عاشق

خلاصه: رمان از زبان راوی داستانه.امانقش های اصلی رمان عرفان ودلنیا هستن.عرفان پس ازمرگ پدرش ضربه سختی میخوره ولی چون پدرش به نامادریش علاقه ی زیادی داشته بعد پدرش به نامادریش اعتماد میکنه ولی ضربه بدی میخوره امل دراین بین دختری هم هست که قلب مغرور عرفان رو احاطه میکنه و…….
نویسنده: مهدیه مومنی

دانلود رمان بهای یک بهانه

خلاصه: طناب دار جلوی چشماش بود و یه چهار پایه کهنه که با کوچیک ترین حرکت ممکن بود پایه هاش بشنکه زیر پاهاش..ترسیده بود ، اینو صورت خیس از عرقش و لرزش دستای بستش نشون میداد … کی گفته سر بیگناه تا پای دار میره اما بالای دار نمیره ؟؟ طناب و انداختن دور گردنش …حاج ستوده همیشه یه ذکری می گفت ..چی بود ؟؟؟ چشماشو بست ..یادش اومد ، زیر لب زمزمه کرد : – الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ …
نویسنده: TeLePaTi

دانلود رمان پسران مغرور دختران شیطون

خلاصه: داستان مربوط به سه دختر میشه که در اولین روز دانشگاه خود با یک ماشین تصادف میکنند و در آن تصادف با سه پسر آشنا میشوند, بعد از معطلی که به خاطر تصادف به وجود می آید به سمت دانشگاه راه میفتند.در دانشگاه متوجه حضور ان سه پسر میشوند و به فکر تلافی و انتقام میفتند….
نویسنده: امیر فرهی

دانلود رمان چهار تفنگدار

خلاصه: چهار تا دوست ؛ چهار تا یاور ؛ چهار تا پسر که زندگی شون توی یک روز بهم گره می خوره . و اونا می شن چهار تفنگدار . سرنوشت یک جایی از هم جداشون می کنه اما دوباره همین سرنوشت بهم گره شون می زنه . وقتی همه چیز دوباره خوبه ؛ اتفاق وحشتناکی می افته . چیزی که باعث شکستن دوستی بین شون می شه . اما اونا مثل کوه پشت سر هم می ایستند . بازی خطرناکی شروع می شه و اونها با شعار همیشگی ” یکی برای همه و همه برای یکی ” با قدرت وارد این بازی می شن .
نویسنده: سارا اعتماد

دانلود رمان حس چوبی

خلاصه: من آرامم،یه دختر نوزده ساله یکی عین خودت عین بقیه. شرو شیطون و یه روزیم عاشق،کناره یه دوست صمیمی به اسم ستی،میخوام براتون ازپاتوقم بگم ازگارسونو رییسش،ازداداشم آراد که بهترین داداش دنیاست، ازماجرای عاشق شدنم از یه حس چوبی وبگم که من هنوز زندم….
نویسنده: فاتینا روحی

دانلود رمان بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

خلاصه: نسلی که تمایل به کشف هر رمز پنهانی دارد حتی احساس کشف نشده. نسلی که میخواهد خودش باشد و خودش تصمیم بگیرد و نباید قربانی تصمیمات نسلی پیشین شود. نسلی که خواهان قربانی نشدن در گیر و دار احساسی پا به میدان مبارزه می گذارد و شکست میخورد. …
نویسنده: سپیده فرهادی

دانلود رمان خلاء از شراره ارکات

خلاصه: باز هم به در بسته خوردم چرا؟ یعنی کار چه کسی می تونه باشه؟ مرگ، آشفتگی، خانواده، همه و همه برام معمای بزرگی شده. نه راه پیش دارم، نه راه پس….از طرفی دلم، از طرفی شغلم. باید بفهمم، باید پرده روی این موضوع مبهم بردارم، من در میان هیاهویی که پشت این پرده هست نباید سکوت کنم. باید پرده از این راز بردارم، باید … بخاطر دلم.
نویسنده: شراره ارکات

دانلود رمان نبض تپنده از ژیلا

خلاصه: نبض تپنده داستان دختری به اسم شراره است که تو زندگی با وجود نفرتش از حس حقارت ، به طرز بدی تحقیر میشه ، شکست میخوره ، از پا نمیفته و برای بهتر شدن تلاش میکنه . تو زندگی آدمایی رو میبینیم که هستن اونم نه کم که به وفور . آدمایی که صد رنگ میگیرن تا تو رو بی رنگ کنن . آدمایی که در عین ادعای با خدایی ، اسم خدا رو بدون کوچکترین اعتقادی بهش به زبون میارن و براش تعین تکلیف میکنن . آدمایی که افسار زندگیتو دست میگیرن و به جای خدا سرنوشتت رو رقم میزنن . آدمایی که بالا رفتنشون به افتادن تو بستگی داره . آدمایی که وجدانشون قد داغی مهری که از سر تزویر رو پیشونی میشونن داغشون نمیکنه : آدمهای متظاهر ریاکاری که هر چه اندامت نحیفتر باشه ، با لذت بیشتری ازش نردبون میسازن برای بهتر بالا رفتنشون .
نویسنده: ژیلا
صفحه 1 از 3123
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید