دانلود رمان رز کبود

خلاصه: مات و مبهوت چشم به دهان پسرعمو رسول دوخته بود که داشت با آب و تاب خبر معاون سیاسی شدن آقا نعیم را تعریف می کرد و از او متعجب تر خانم و آقای رازقی بودند که با نگاه ناباور خود به رسول چشم دوخته بودند. نعیم و معاون سیاسی؟! رسول وقتی از سخن باز ایستاد رو به عمویش کرد و پرسید: ـ شما هم باورتان نمی شود بله؟
نویسنده: فهیمه رحیمی

رمان مرا یاد آر از فهیمه رحیمی

خلاصه: وقتي با زنيبل خريد از در خانه وارد شدم، مادرم با نگاهي اجمالي به اندامم ناگهان مانند برق گرفته ها بر خود لرزيد و سيلي بر صورت زد و با آوايي بلند پرسيد: - پس کفشهايت کو؟ مانند گنهکاران سر بزير انداختم و هيچ نگفتم. او که از سکوتم بيش از نداشتن کفش خشمگين شده بود دست به آسمان بلند کرد و گفت : - خدايا يا مرگ مرا برسون يا به اين دختر عقل بده!
نویسنده: فهیمه رحیمی

رمان کوچه باغ یادها

خلاصه: کوچه باغ یادها گوشه‌ای از خاطرات تلخ وشیرین زندگی در کوچه‌های باریک و بلند خیابان ری و بازارچه نایب‌السلطنه با مردمی که صف و محبت آنان را می‌توان به لطافت باران و برگ گل تشبیه کرد، است. کوچه‌هایی که نام‌ها و یادهایی را در سینه حفظ کرده است که گذشت زمان نیز مهر فراموشی بر آن ننواخته و همین کوچه‌ها این باور را به انسان می‌دهند که روح پاک انسان‌ها مانند درختان تناور زنده‌‌اند که اگر بافت فیزیکی کوچه‌ها، خیابان‌ها و خانه‌ها، تغییر یافته و نو شده است، بافت دوستی‌ها و محبت‌ها و یک‌رنگی‌ها عمیق‌تر و کهن‌تر شده است.
نویسنده: فهیمه رحیمی

رمان روزهای سرد برفی

خلاصه: خانم رحیمی در این کتاب به ماجرای مردی می‌پردازد که در حال رفتن به رختخواب است، ناگهان در همان شب برفی، زنگ در او را به بسوی حیاط می‌کشاند و همسایه‌اش آقای مالکی را می‌بیند و ...
نویسنده: فهیمه رحیمی

رمان عشق و خرافات – فهیمه رحیمی

خلاصه: محبوبه، محبوبه، اين صداي بانگ مادر عزيز و بزرگ خانواده الماسي است كه ترا مي خواند و من اينجا روي صندلي چوبي در زير درخت سيب نشسته ام و ترا مي بينم كه آرام و متين از در اتاق خارج مي شوي و به سوي مادرم كه در حال باغباني است به حركت درمي آيي و آرام بانگ ميزني آمدم زن عمو! تو پيراهني پليسه به رنگ مغز پسته اي به تن داري و موهايت كه چندان زيبا نيستند از زير روسري ساده ات براي آنكه هوايي بخورند سرك كشيده و خود را به نمايش گذاشتهاند.
نویسنده: فهیمه رحیمی

رمان خیال تو

خلاصه: این باور با شما بود که من فراموشت کرده و بشما پشت کرده ام؟منی که حاضر شدم تمام سنگینی بار خفت را بر دوش حمل کنم و پای خواهرت زانو بزنم و از او بخواهم که بزرگ شود و کودکی را رها کند.آیا آن مزد و پاداش من بود که بدون خبر و فقط با ان چند سطر بر جای مانده بگریزی و تنهایم بگذاری؟اما من از تو نرنجیدم چرا که باورم این بود که ترا بدست می آورم و اینبار دیگر شکست خورده و ناامید ماسوله را ترک نکردم.چون برا ی اوقات تنهاییم خیال تو با من بود تا توان بگیرم و از پای در نیایم.حال بانوی خیال من خیال آسوده کن که هیچ سدی در راه خوشبختی من و تو نیست و ما بار دیگر به ماسوله بازمیگردیم تا با طبیعت اشتی کنیم و زیبایی زندگی را برای یکدیگر معنا کنیم من بتو ایمان دارم.پس تو هم بمن ایمان بیاور و اجازه نده بنای زندگی مان با اقتدار دیگران فرو بریزد.
نویسنده: فهیمه رحیمی

رمان خلوت شبهای تنهایی

خلاصه: من و ظریفه با رسیدن بهار و شکوفایی طبیعت به عقد یکدیگر در آمدیم و زندگی مشترک خود را آغاز کردیم . یک روز دفتر خلوت شبها را در اوج نا امیدی آغاز کردم و اینک با هزاران امید و آرزو ، به این که ساحل نشستگان چشم به دریا داشته باشند تا به موقع برای نجات غریقی اقدام کنند این دفتر را به پایان می برم . مسلول نا امید دیروز و سالمت یافته امروز
نویسنده: فهیمه رحیمی

دانلود رمان حرم دل

خلاصه: مشکلات زندگی خانواده های را به تصویر میکشد که افراد آن شخصیت های اصلی داستان هستند. بیژن یکی از اعضای این خانواده فقیر است. او کارمند است و سرپرستی پدر ، مادر و عموی پیرش را بر عهده دارد. بهرام برادر بزرگتر او ازدواج کرده، دختری به نام فری دارد. فری احساس می کند که پدرش او را دوست ندارد...
نویسنده: فهیمه رحیمی
صفحه 1 از 212
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید