X

دانلود رمان ریشه در حسرت

خلاصه: این داستان روایتگر زندگی دختری زیبا به نام رویاست که فراز و نشیب‌های زیادی در زندگی‌اش رُخ می‌دهد. دختری از خانواده‌ای متعصب و متدین که به دست یکی از تبهکارهای بنام دزدیده می‌شود و بارها ترس ریختن آبرویش را تجربه می‌کند. روزگار، دخترک داستان ما را در مسیر جدیدی قرار می‌دهد؛ اما باید دید در آخر این بازی سخت، پایان خوشی برای دختر قصه ما رقم می‌خورد و یا رویای قصه‌ی ما باید از تلخی آن کام بگیرد؟
نویسنده: نیایش یوسفی

دانلود رمان آخرین صاعقه ( جلد اول )

خلاصه: بهار همیشه یه امید توی دلش داره امید به روزای قشنگ و آفتابی اما روز و روزگار همیشه رو یه گردونه نمی‌چرخن گاهی وقتا وسط روزای آفتابی یه صاعقه تمام امید و باورت رو به چالش می‌کشه... گاهی دلش می خواد برای آسمون دلبری کنه بهاری کنه... اما آسمون دلش یه جای دیگه اس فقط اخم می کنه رعد می زنه می شکنه و....
نویسنده: samira behdad

رمان شکست ناپذیر جلد اول

خلاصه: الینا یکدونه دختر خانواده مقدم، داره مثل همه آدمهای معمولی زندگی میکنه.سرگذشت همه ما آدمها پر از تلخی و شیرینی و پستی و بلندیه. همه چیز از یه نگاه شروع میشه. نگاه مردی که زندگی الینا رو توی مسیری میندازه که به مغز کوچیک الینا نمیرسه! اما قصه از موقعی شروع میشه که الینا وارد تهران میشه...
نویسنده: miss elahe کاربر انجمن نگاه دانلود

رمان روژان قربانی یک رسم

خلاصه: این قصه حکایت یک رسم است حکایت روژان است . روژان سرلکی که با کشته شدن جوانی از ایلی که قدیم با هم مشکل داشتند، توسط برادرش رادمان زندگیش متحول می شود و ...
نویسنده: آسایا آریایی

رمان عقیق از نیل ۲

خلاصه: ولی خب تو قصه ما قرار یه کار خوب دیگه هم بکنه! یه سنگ ارزشمند که قرار یک راز رو برملا کنه! راز زندگی آیه … آیه کیه!! او خدای من فکر اینجاش رو نکرده بودم! آیه باید چطور معرفی بشه؟خب چطور شرع کنیم؟ مثلا بگیم :یه دختر خاص که… نه .نه زیادی کلیشه ای شده نه؟ یا بگیم یه دختر معمولی مثل همه دخترای دیگه!! اوه نه خدای من اینم خیلی کلیشه ای شد!!! چطور بگیم آیه آیه است؟ آره این بهترین تعریف برای آیه است! آیه یه دختریه مثل خودش با تمام خصایص آیه گونه و مختص به خودش! که داره زندگیشو میکنه ولی عقیق انگشترش یه کار مهم دستش میده!! یه کار خاص!! میدونم خلاصه نویسی افتضاحی بود!! شما ببخشید چطور با آیه دنبال بشید و بفهمید داستان چیه؟
نویسنده: نیل۲

رمان رازی که جگر می‌سوزاند

خلاصه: رازی که جگر می‌سوزاند» روایت‌گر جدال -عشق و نفرت- است. نفرتی که شعله می‌کشد و به جان کسانی می‌افتد که روزی پاره‌ تن بودند و عزیز دل... این داستان روایتگر یک عهد است، عهدی ناگسستنی، عهدی که ریشه می‌سوزاند؛ و مهر بر لب‌هایشان، و داغ بر دل‌هایشان می‌گذارد. این داستان، قصه‌ی مردانگی‌هاست. مردهایی که با عزمی استوار، به خاطر مردمشان از جان مایه می‌گذارند؛ و داغ قضاوت‌های بی‌رحمانه‌ی همین مردم را به جان می‌خرند. قضاوت‌هایی که درد دارد و کمر خم می‌کند. عهدی که زندگی‌هایشان را زیر و رو کرد؛ و بی‌رحمانه به تنها داشته‌هایشان خنجر کشید. مردانی که در خلوت شکستند، بغض کردند و مردانه اشک ریختند؛ اما پا از عهد و پیمانشان عقب نکشیدند.
نویسنده: سحر شعبانی

رمان روزگار جلد دوم آزاد

خلاصه: سرگرد روزگار توتونچی پسر آزاد توتونچی آدمی هست که کارش براش خیلی مهمه، پرونده‌ای رو قبول می‌کنه که اون رو درگیر می‌کنه؛ درگیر دختری که پر از نقطه‌های تاریک هست. دختری که یه کلاف سردرگم هست! ببینیم کدوم می تونند موفق بشند و مسیر زندگی دیگری رو تغییر بدن؟ سرنوشت اون‌ها رو به کجا می‌کشونه؟
نویسنده: [email protected]_h96

رمان احساس من معلول نیست

خلاصه:  هنگامه دختری متفاوته . البته متفاوت نه از نظر خودش. از دید شمایی که اونو متفاوت می بیند. البته بعضی وقتها همینم غنیمته . چون خیلی ها ممکنه اصلاً نبیننش. چون اون معلوله . یه معلول جسمی . معلولی با هوش و قابلیتهایی خیلی بیشتر از تو ! خیلی بیشتر از من ! باز تا اینجا مشکلی نیست . مشکل وقتی به وجود می یاد که این آدم ، عاشق یه فرد سالم از نظر جسمی میشه . اون معلوله ولی احساسش معلول نیست . اون به اندازه ی من و تو یا حتی شاید خیلی بیشتر از ما ها ، عشق رو می فهمه ….پایان خوش
نویسنده: سمیه .ف.ح

رمان گلهای باغ سردار

خلاصه: کوچکترین فرزند خانواده یعنی شقایق از طرف پدربزرگ به عنوان امانتدار میراث او انتخاب می‌شود. پدربزرگ در کمال ناباوری همه‌ی ثروتش را به نام شقایق می‌کند و از او قول می‌گیرد تا کاری برای او انجام دهد. از طرفی فرهاد، پسر عموی آن‌ها، بعد از سال‌ها دوری از وطن با شنیدن خبر فوت پدربزرگ بر‌گشته و ادعای میراث می‌کند.
نویسنده: آبان -نازی

دانلود رمان این مرد ویران است Pdf Apk Epub

خلاصه: اسپرسو خورده ای؟ تلخ است؛مزه ی زهرمار می دهد… و حال من داستانی را روایت می‌کنم که مزه ی اسپرسو می دهد؛ اسپرسویی لبریز از جنون نوجوانی! لبریز از نفرت… لبریز از عشق نهفته در ابعاد بی هویتی! لبریز از اجبار… لبریز از غم… لبریز از بیچارگی… لبریز از ندانستن ها و پیش داوری ها… الیسیما سپهری؛نوجوانی که نفرتش از سر بی مهری هاست و در پس این نفرت،از درونش انتقام فوران می‌کند. او دنبال یک راه حل است؛شاید یک ورد که بتواند در عرض سه روز سام را نیست و نابود کند.فقط سه روز؛سه روز لعنتی… و اما سام کیست؟یک مرد ویران یا ویرانگر؟الیسیما مقصر است یا سام؟ چه کسی ویرانگر است و چه کسی ویران شده؟
نویسنده: سناتور
صفحه 1 از 212
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید