دانلود رمان پایان قصه ما

خلاصه: این رمان، داستان دختری رو روایت میکنه به نام مهسا. مهسا در طی یک سری برخوردها با دوست مامانش و خانوادش آشنا میشه و پس از چند برخورد، عاشق پسر دوست مامانش، آرتین میشه. و اما آرتین… حالا آیا آرتین هم اونو دوست داره؟ اصلا میشه اسم این احساس رو عشق گذاشت؟ سرنوشت مهسا چی میشه؟ بهم میرسن یا نه؟… پایان خوش
نویسنده: Ice Girl

دانلود رمان مختوم شدگان از مهسا هاشمی

خلاصه: داستان در مورد دو تا خواهر هست که صاحب یه ثروت نجومی هستن در حالی که از بچگی ثروتی نداشتن و بعد از مدتی که متوجه می شن ثروتی که تا حالا داشتن ازش استفاده می کردن حاصل از درآمد پدرشونن از قاچاق بوده اما نه قاچاق مواد مخدر بلکه قاچاق اعضای بدن… این جریان زندگی عاشقانه ی دو تا خواهر رو هم در گیر خودش می کنه و جریان طوری پیش می ره ک اینها مدام در حال طلاق و طلاق کشی هستن و طی اتفاقاتی که می افته می تونن آرامش خودشونو بدست بیارن
نویسنده: مهسا هاشمی

دانلود رمان پاییزان از مینا محمدپور

خلاصه: رها عاشق یکی از آشناهاشون به اسم نیمائه،عشقشو به نیما میگه ولی نیما بنا به دلایلی که اخر کتاب گفته میشه با ساناز ازدواج میکنه و رها دچار افسردگی میشه دوستش برای اینکه از افسردگی دراد بهش پیشنهاد میده که تو شرکت پسر عموش امیر علی کار کنه رها استخدام میشه و مساعل مختلفی پیش میاد تو شرکت و باعث میشه امیر علی از رها خوشش بیاد و باهم ازدواج کنن ولی چند ماهی ای از زندگیشون نگذشته بود که رها میفهمه …..
نویسنده: مینا محمدپور

دانلود رمان بازی تمومه

خلاصه: هیلا دختریه که زیاد با روحیه های دخترانه آشنایى ندارد و همین باعث میشه که در زندگی اش دچار شکست عشقى بشه. و در همین موقع با پسری بنام کسرى آشنا میشه که او هم مشکلى دارد و هیلا از او تقاضاى کمک میکند تا به او یاد دهد که چکار کند که از عشق اولش انتقام بگیرد و در ازاى آن او هم به کسرى کمک کند…. پایان خوش
نویسنده: snow girl

دانلود رمان نذار بشکنم از عسل طهرانی

خلاصه: تا چشمانش را گشود او را دید. در اولین پلان زندگیش تنها هم بازیش او بود،کارگردان هم دقیقا،انگار همین را میخواست! او نیز انگار تازه چشمانش را گشوده بود،آخر تا آن زمان هیچ کسی را جز خودش نمیدید،اما حال دید. بازیگران دیگر صحنه غرقه در خوشحالی بودند؛ همه فیلم ها نقش های منفی دارند،اما آن روز حتی شخصیت های منفی فیلم هم شاد بودند! همه چیز تقریبا خوب بود! آنها با خودشان خوش بودند.
نویسنده: عسل طهرانی

دانلود رمان میرم جای من اینجا نیست

خلاصه: داستان درباره دختری به اسم آرامه که با پسر استاددانشگاهش.. پسری که عاشقشه ازدواج می کنه و درست بعد از گذشت دو هفته از ازدواجش میفهمه که شوهرش نه تنها دوسش نداره بلکه یه جورای هم ازش متنفره و اتفاقاتی میوفته که نه تنها زندگی آرام و مهرداد بلکه زندگی اطرافیانشو هم عوض میکنه
نویسنده: مهرناز کاویانی

دانلود رمان دست سرنوشت من

خلاصه: کسی هرگز نمی داند چه سازی میزند فردا چه میدانی تواز امروزچه میدانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب که فرداقصه اش فرداست دختری مهربان اما بی پروا وسرکش به اسم بهار پسری مغرور بادلی زخمی به اسم باربد   بادیدگاهها ی مختلف مثل دوخط موازی که دست سرنوشت به طرز ماهرانه ای زندگی جفتشون وتغییر میده ..‌..
نویسنده: سمیرا نظری

دانلود رمان دختر دریا

خلاصه: دختری از جنس دریا،درونش پر از آرامش. ولی وجودش را پر از تلاطم می کنند. داستان دختری که با پسرداییش نامزد میکنه . طی یک حادثه ساختگی این پسر از زندگیه دختر قصمون خارج میشه و دریا به دنبال واقعیته ماجراست. توی این راه دوست صمیمیش و دایی دوستش بهش کمک می کنن تا سوالات توی ذهن دریا جواب داده بشه.
نویسنده: fatemeh_noo

دانلود رمان یکشنبه ی غم انگیز

خلاصه: مژده دختری که دچار عشق پسری مسیحی می شود، عشقی که با مخالفت دو خانواده رو به رو می شود و مژده به اجبار پا در راهی می گذارد که برایش رقم میزنند و…
نویسنده: havva7

دانلود رمان مادر شوهر من

خلاصه: تقدیر اجباری…جدایی نا خواسته…تلاش برای رسیدن…و سرانجام جدایی وقتی که تمام دنیا دست در دست هم بدهند تا نگذارند به او برسی،و تو تمام تلاشت را برای رسیدن به کار ببری اما چه سود… گاهی تمام سعیت را برای جدایی میکنی،گاهی به هر دری میزنی تا فاصله بگیری اما نمیشود…نیرویی نامرئی وجودت را متصل به شخصی میکند که میلی به بودن در کنارش نداشته باشی. بین عقل و احساس گیر افتادن خیلی دردناک است.ناچار از مقاومت،درگیر بین عشق و عقل…پایبند احساس مقاوم در برابر عقل.تلاش برای رهایی از دست تقدیر. چه باید کرد در مقابل دست سرنوشت،سرنوشتی که باید تن دهی به خواسته اش و کنار بکشی تا شاهد نابودی او نشوی. و اینک من رها در غصه کنار آمده با این همه ظلم نفس میکشم میان هوای نبودنت…
نویسنده: فرشته باقری

دانلود رمان بگو که رویا نیست

خلاصه: داستان درباره دختری به اسم فروزنده ست که سال آخر دبیرستان درس میخواند تا اینکه با برادر دوستش ،ژوبین آشنا می‌شود و این آشنایی باعث تاثیر زیادی روی زندگی فروزنده می‌شود تا اینکه در روز تولد ژوبین با اتفاقی روبه رو میشه که ……..
نویسنده: الهام.الف (redmoon333)
صفحه 1 از 512345
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید