دانلود رمان چادرت را می بویم

خلاصه: سجاد پسر ساده ومعتقده …یه پسر معمولی که تو گشت ارشاده ..واز نظر خودش هدف والایی داره … نجات زمین از فساد .. ماجرا از جایی شروع میشه که با رضوانه فراهانی اشنا میشه .. رضوانه ای که با تمام زن های خیابونی ودخترهای اطرافش فرق داره . رضوانه نه تنها هفت قلم ارایش نداره ..نه تنها مانتوی کوتاه وساپورت به تن نداره ..بلکه محجبه است وچادری ..
نویسنده: moon shine

رمان سوخته دامانم

خلاصه: سمن چند ساله که با کلی عشق و محبت دو طرفه با قادر ازدواج کرده ولی خدا صلاح ندونسته تا حالا بچه دار بشه . همه بهش انگ میچسبونن که نازاست که بچه اش نمیشه . سمن دلش پر از غصه است … صفحه اول رمان : نیمی از صورتش سوخته بود ..سوخته که نه مچاله بود ..پوست تیره وسبزه اش مثل یه تیکه چرم بهم پیچیده بود ودل اشوبه ام رو بیشتر میکرد .. گونه اش... فکش ..حتی پوست محکم گردنش ..ترسناک بود ...ترسناک که نه ..عذاب اور بود .. شونه های پهن ..قدبلند بود ودرشت ..به شدت شبیه به قیصرهای ده های چهل وپنجاه ...
نویسنده: moon shine
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید